بهشت زهرا، قطعه 26، رديف 32

با عرض پوزش از شما عزیزان به خاطر اینکه در این مدت کمتر خدمت رسیدم و دلیل آن هم توفیقی بود که خداوند امسال هم نصیب من نمود و ان زیارت قبر مطهر ثامن الحجج علی ابن موسی الرضا(ع)بود ٬دیروز که حرم مطهر امام خمینی (ره)بودم توفیقی دست داد تا علاوه بر زیارت امام شهدا و معمار کبیر انقلاب اسلامی به زیارت شهدا در بهشت زهرا مشرف شوم٬پس از زیارت قبور مطهر شهدا و سرداران شهید صیاد شیرازی٬مجید بقایی٬آوینی و دیگر شهدای گلگون کفن به زیارت قبر مطهر شهیدان رجایی و باهنر٬بهشتی و دیگر شهدای هفتم تیر نائل شدم و من که به همراه یکی از همسفران پیاده مسیر حرم امام تا بهشت زهرا را پیموده بودم و از آنجایکه برای اولین بار به این توفیق دست پیدا کرده بودم برای پیدا کردن مزار شهدا زیاد گشته بودم و از جمله به دنبال قبر مطهر مرحوم آیت الله طالقانی می گشتم و پس از اینکه موفق نشدم خسته در حال بر گشتن بودم که به یکی از نیروهای انتظامات مستقر در بهشت زهرا بر خورد کردم و آدرس قبر آیت الله طالقانی را گرفتم٬ایشان هم ادرس دادند ولی به دلیل دوری و خستگی٬ زیارت این بزرگوار را به روز بعد موکول نمودم ٬وقتی خواستم به حرم امام برگردم آن مامور انتظامات گفتند حیف است تا اینجا آمده ای ولی به مزار شهید بزرگوار سید احمد پلارک سری نزنی٬پرسیدم مگر این شهید کیست و ایشان گفتند شهیدی است که از مزارش بوی عطر و گلاب استشمام می شود٬قبلا شنیده بودم ولی برایم باور کردنی نبود ٬تا این را شنیدم گویی نیروی تازه ای در من بوجود امد و با گرفتن ادرس مزار این شهید بزرگوار به انجا رفتم٬هنوز چند قدمی به مزار باقی مانده بود که بوی گلاب را استشمام کردم و عجیب تر اینکه سنگ قبر این شهید بزرگوار کاملا مرطوب بود و از درون سنگ گلاب ناب بیرون می آمد٬به گونه ای که دست من کاملا خیس شده بود٬در حال زیارت این شهید بزرگوار بودم که کاروانی از عراقیها را نیز برای زیارت این مزار شریف به آنجا اوردند و می دیدم که با چه اشتیاقی مشغول زیارت و گرفتن عکس و فیلم از مزار این شهید بزرگوار بودند٬اتفاقا اکثر اعضای کاروان را جوانان تشکیل داده بودند٬وقتی این صحنه را مشاهده کردم خدا را شکر کردم از اینکه می دیدم تاثیر خون شهدا را که حتی کسانی را که شاید پدران آنها عاملین شهادت این بزرگواران بودند تحت تاثیر قرار داده و در فضایی کاملا معنوی مشغول زیارت قبور مطهر شهدا بودند.

                                      

  سید احمد پلارک  

فرزند سید عباس متولد 1344 تهران و اصالتاً تبریزی است. در سال66عملیات کربلای 8در شلمچه به شهادت رسید.
در 6سالگی پدر را از دست داد و چون تک پسر خانواده بود علاوه بر تحصیل، بار مسئولیت خانواده نیز بر عهده او افتاد و تن به کار داد و توانست خواهرانش را در ازدواج یاری دهد.
تهران بزرگ با همهء عظمت و هواي آلوده اش شقايقهاي پرپري رادر جنوب خود (بهشت زهراء)دردل خاك ميهمان دارد كه هر مسافري رابه ياد حماسه هاي جاودانشان مياندازد.
رايحه دلپذ ير و مشام نواز معطري كه از خاك يك جوان بر مي خواست...

شهید پلارک به گفته ی مادرش از 13 سالگی تا 23 سالگی که به شهادت رسید، نماز شبش ترک نشده بود...
شبهای بسیاری سر بر سجده ی عبادت با خدای خود نجوا میکرده و اشک می ریخته....
مادرش اینطور نقل کرده که پسرش در مدت عمرش سه کار را هرگز ترک نکرده:
(1) نماز شب
(2)غسل روز جمعه
(3)زیارت عاشورای هر صبح
(4)ذکر 100صلوات در هرروز و100 بار لعن بنی امیه

اشکهای شهید پلارک امروز رایحه معطری است که انسانها را تسلیم محض اراده و قدرت آفریدگارش می کند.....
شهید سید احمد پلارک در یکی از پایگاه های زمان جنگ ، به عنوان یک سرباز معمولی کار میکرد.
او همیشه مشغول نظافت توالت های آن پایگاه بوده و همیشه بوی بدی بدن او را فرا میگرفت . تا اینکه در یک حمله هوایی هنگامی که او در حال نظافت بوده ، موشکی به آنجا برخورد میکند و او شهید و در زیر آوار مدفون میشود .

بعد از بمب باران ، هنگامی که امداد گران در حال جمع آوری زخمی ها و شهیدان بودند ، متوجه میشوند که بوی شدید گلابی از زیر آوار می آید .

وقتی آوار را کنار میزدند با پیکر پاک این شهید روبرو میشوند که غرق در بوی گلاب بود .

هنگامی که پیکر آن شهید را در بهشت زهرا تهران ، در قطعه 26 به خاک میسپارند ، همیشه بوی گلاب تا چند متر اطراف مزار این شهید احساس میشود و نیز سنگ قبر این شهید همیشه نمناک میباشد بطوریکه اگر سنگ قبر شهید پلارک رو خشک کنید ، از اونطرف سنگ خیس میشه و گلاب ازش بیرون میاد.



دسته بندی : دیگر مطالب ,