شهيد كريم فلاحي

                          شهيدكريم فلاحي

وصیت نامه شهید کریم فلاحی

 

                                                 انا لله و انا الیه راجعون

چه خوش آن انسانی که شهادت را تنها راه رهایی بداند و از اعماق وجود  به این ندا لبیک بگوید و با انبیاء هم خانواده شود. من به حکم وظیفه و طبق موازین اسلامی خود را مسئول دانسته و با شرکت در جنگ ندای حق را لبیک گفته تا بدینوسیله دینم را به اسلام و انقلاب ادا کنم و خداوند تبارک و تعالی ما را برای آزمایش هایی در این جهان مصنوعی آفریده و همه ی وسایلی در اختیار ما گذاشته که تا در این نعمت های بی شمار ما را آزمایش کند تا بنده ی خود را ببیند که آیا از آن ها شکر گزاری خواهد کرد یا نه. و همچنین ما را آفریده و راه صراط مستقیم را نشان داده و دین اسلام را در قرآن فرموده و برایمان رهبر هم فرستاده است و ما هم مسئول هستیم این راه حق را پیش ببریم تا به خدای خود نزدیکتر شویم. نه ما را آفریده تنها زندگی کردن و خوش گذرانی و راه فساد را برویم تا به چاه دوزخ بیفتیم و در قرآن فرموده که در آخرت هیچگونه پشیمانی ندارد خلاصه من خود را لایق کشته شدن در این راه می بینم و هنوز تا انسانیت و مومن واقعی شدن فاصله دارم و امیدوارم که الله از گناهانم گذشته و در راه اسلام ببرد چون ما از خاک بوجود آمده ایم و سرانجام باید به خاک تبدیل شویم و بهترین فرصت کشته شدن در این موقع است. خداوند به این ملت شهید پرور ، ایمان و صبر و استقامت و شناخت اسلام را عطا فرما تا به شکرکذار نعماتت باشند و تا برافراشتن پرچم لااله الاالله در سرتاسر گیتی ننشینند. اما سخنی با پدر و مادر عزیزم که عمری را به ثمر رساندن من تلاش کردند. و همچنین عمویم که لحظه ای در تربیت من کوتاهی نکرد. پدر و مادر و عمویم صبر نموده و اگر من شما را ناراحت کردم و زجرهایی به آن ها داده ام از روی نادانی بوده و مرا ببخشید. و به هیچ وجه برای من گریه نکنید و شاد و خوشحال باشید و بدانید که اگر برای من گریه کنید و خود را بزنید مثل این است که زنبور به من نیش بزند.

 

                                                                                     والسلام

 

شهید کریم فلاحی1

خدمت سربازی ایشان در  تهران بود ولی با یکی از بچه های تهران جابجا می کند و خودش را به منطقه جنگی می رساند.وبه دوستانش گفته بود٬بچه ها من خواب دیده ام که به شهادت می رسم.

 

            راوی:برادر شهید