بسم الله الرحمن الرحیم
نگارنده این سطور از محدود افرادی هستم که از زمان نوجوانی و قبل از انقلاب با شهید بزرگوار علیرضا کاوندی آشنا بوده واز روحیات و صفات و حالات او اطلاع داشته ام.
قلعه نو که شهید کاوندی در آنجا متولد شده از روستاهای معروف دزفول بوده که حقیر از دوره کودکی برای دیدار با اقوام مادری همراه خانواده به آنجا می رفتم وشهید علیرضا را که حدود دو یا سه سال از من بزرگتر بود در آنجا می دیدم.
خانواده شهید کاوندی و همه مردم روستای قلعه نو به سخاوت و میهمان نوازی و صمیمیت وهمکاری با هم مشهور بودند.
شهید کاوندی قدی متوسط و سیمایی زیبا و پیشانی بلند با موهای مجعد داشت و همراه با وقار ونگاه نافذ اکثراوقات لبخند بر لب داشت و دربرخورد اول نظر دیگران را جلب می کرد.
در بدو پیروزی انقلاب و هنگام تشکیل کمیته ها با اینکه جوانی لایق و وجیه بود و در ذهن ما فردی دوست داشتنی و پر جاذبه بود اما برای قبول مسئولیت پیش نیامد و این خصیصه ی پرهیز از مطرح کردن خود تا روزهای شهادت همراه او بود.
اگر چه از مسئولین اصلی کمیته نبود اما از مشاوران دلسوز حقیر و شهید حبیب ایسوندی به حساب می آمد و تکیه گاه خوبی برای ما ونیروهای انقلاب بود.
با تشکیل سپاه و بسیج ،شهید علیرضا با اخلاص تمام وبا شور مثال زدنی وارد بسیج شد و فعالیت های فرهنگی و نظامی خود را آغاز کرد و به خاطر موفقیت و متانت از نیروهای فعال و اصلی بسیج بخش مرکزی دزفول(موسوم به بسیج عشایر)محسوب می شد و علاوه برقبول مسئولیت پایگاه بسیج شهرک شهید منتظری به صورت متنا وب ما را در مأموریت های آموزشی در سطح بخش مرکزی یاری می داد و با فواصل زمانی در خطوط رزمی بسیج عشایر در جبهه های کرخه و شوش حضور می یافت و بعد از روزها با اصرار مابه شهر برمی گشت و کارهای ستادی و آموزشی را پیگیری می نمود
شهید علیرضا بارها به ما مراجعه می کرد و درخواست می نمودکه مسئولیت های او را به دیگران بسپاریم تا به طورثابت در جبهه ها باشد و وقتی با جواب منفی ما مواجه می شد ابراز دلتنگی می کرد و در نهایت هم در فرصتی ما را راضی کرد و همراه شهید احمد یوسفی به جبهه رفت.
برخی از ویژگی های شهید کاوندی که اکنون هم دل و ذهن دوستان و هم رزمان گواه آن است به شرح زیر می باشد:
·کم حرفی و سکوت:
برخلاف خیلی از نیروهای جوان که برای حفظ اسرار و کنترل زبان وواردنشدن به حریم دیگران نیاز به آموزش و توجیه فکری و روانی دارند شهید علیرضا بر زبان خویش مسلط بود و بدون تذکر مسائل و حریم ها را رعایت می کرد وآن را اصلی و فرعی می نمود و در عین ذکاوت و هوشیاری فردی ساکت و کم حرف بود.
·گذشت:
با اینکه شهیدعلیرضا فردی بی آزار بود اما گاهی که مورد طعن افراد کم ظرفیت قرار می گرفت با روحیه عفوو گذشت با آنها برخورد می کرد و در مورد بد رفتاری و تند روی دیگران نسبت به خودش با ما حرفی نمی زد و گاهی ما از دیگران می شنیدیم.
·تواضع وخاکساری:
درجلسات کاری و نشست وبرخاست های عمومی تواضع شهید علیرضا زبانزد بود و با روحیه خاکساری و شرم و حیا دیگران را به تعجب وا می داشت.
·قناعت:
اگر چه ویژگی قناعت و ساده زیستی کم و بیش در همه رزمندگان دوران دفاع مقدس بود اما شهید علیرضا حتی یکبار در مورد اشتغال ، در آمد و معیشت وامکانات،حداقل نزد این حقیر سخنی به میان نیاورده و دل آزردگی و شکایتی ابراز نداشته است.
روحش شاد
غلامرضا احسانی
۲/۱۱/۹۰