یازدهمین دوره اشکواره شعر عاشورایی








این مراسم باشکوه هر ساله با حضور شاعرین گرانقدر و توانای بخش مرکزی؛ شهرستان دزفول ،اندیمشک و شوش برگزار میگرد

به گزارش رهیاب به نقل از دزفول امروز:سردار «علیرضا تنگسیری» جانشین فرمانده نیروی دریایی سپاه پاسداران، در این یادواره ضمن تسلیت درگذشت حجاج جان باخته در حادثه منا، گفت: دفاع مقدس یادآور ملتی مظلوم در مقابل استکباری جهانی است که با مظلومیت کامل در مقابل دنیای استکبار ایستادند.
وی، با بیان اینکه یاد و مقام شهدا در جای جای قرآن ذکر شده است، گفت: کسانی که در راه خدا کشته شده اند، زنده اند و نزد خدا روزی می خورند.
این فرمانده ارشد نظامی، افزود: مردم ولایتمدار ایران سختی های بسیاری در راه تحقق انقلاب کشیدند و همچنبن با تحمل سختی های فراوان پای انقلاب ایستاده اند.
جانشین فرمانده نیروی دریایی سپاه پاسداران نصرت الهی را وعده حتمی خدا دانست و با اشاره به شعار رزمندگان در دوران دفاع مقدس تصریح کرد: یکی از شعارهای رزمندگان ما در دوران دفاع مقدس «راه قدس از کربلا می گذرد» بود که خداوند نیمی از این شعار را امروز نصیب ما کرده است.
سردار تنگسیری، عشق و علاقه مردم عراق به رهبر انقلاب را یادآور شد و با بیان اینکه افتخاری برای ایرانیان است که تصاویر رهبر معظم انقلاب در تمام خانه های عراق زده می شود، تصریح کرد: اگر برای تحقق شعار «عبور راه قدس از کربلا» با سلاح وارد عراق می شدیم مجبور به جنگ شهری و ورود به خانه ها می شدیم همانگونه که آمریکا در عراق عمل کرد و مغضوب مردم عراق شد.
وی، ادامه داد: امروز شهردار تهران که یکی از سرداران دفاع مقدس است، در اربعین شهردار افتخاری کربلا می شود و جوانان ما دوشادوش جوانان عراقی در دفاع از اسلام و اهل بیت(ع) به شهادت می رسند که این امر تحقق وعده خدا است و ان شاء الله از کربلا به سمت قدس می رویم.
این فرمانده ارشد نظامی، با تجلیل از ایثارگری های مردم مقاوم دزفول در دوران دفاع مقدس و ایستادگی آیت الله قاضی دزفولی امام جمعه فقید شهرستان دزفول، اظهار کرد: شهر دزفول یادآور مقاومت و استقامت است که بطور مکرر مورد هجوم دشمنان بعثی در دوران جنگ تحمیلی قرار می گرفت ولی مردم دزفول ایستادند و مقاومت کردند.
سردار تنگسیری، گفت: عده ای بدنبال دل سرد کردن مردم هستند و با تخلفات خود آن را به پای نظام بنویسند تا نظام را بد نام کنند ولی همه باید بدانند که شاخص ما اسلام و شاخص ما رهبر و مقتدای ما است نه عده ای آدم سوء استفاده گر.
وی با مقایسه اقتدار نیروی دریایی ایران قبل و بعد از انقلاب، ادامه داد: قبل از انقلاب هر ناوی که وارد تنگه هرمز وارد می شد نیروهای مسلح ایران حق سوال و جواب از آن را نداشت ولی امروز به برکت اقتدار جمهوری اسلامی ایران فرزندان این ملت در تنگه هرمز «قانون کنترل ناو» را انجام می دهند و برای اینکه به آنها تفهیم کنیم اینجا «خلیج همیشه فارس» است از ناوهای خارجی به زبان فارسی سوال می کنیم و آنها مجبورند فارسی یاد بگیرند و جواب سوال ما را به فارسی بدهند.
جانشین فرمانده نیروی دریایی سپاه پاسداران جمهوری اسلامی ایران، از دستگیری چهار آمریکایی در اروند رود که تا کنون رسانه ای نشده است، خبر داد و گفت: در زمانی که آمریکا به عراق حمله نظامی انجام داد و ایران را نیز به حمله نظامی می کرد برای تبدیل کردن اروند رود به آب راه معمولی قایقی از آمریکایی وارد مرزهای ایران در اروند شد که یک رزمنده ساده سپاهی با یک قبضه کلانش توانست قایق را با دو سرنشینی کویتی و چهار سرباز آمریکایی که مجهز به پیشرفته ترین سلاح ها بودند، توقیف کند و آنها فهمیدند که جمهوری اسلامی برای امنیت خود با کسی شوخی ندارد.
وی دستگیری هشت کلاه سبز انگلیسی در خلیج فارس همزمان با حمله آمریکا و انگلیس به عراق را نیز یادآور شد و گفت: وقتی این نیروها را دستگیر کردیم بسیار مغرور بودند ولی وقتی چشمانشان را با چفیه بستیم، سرباز دو متری انگلیسی خودش را خیس کرد.
سردار تنگسیری این دستگیری را همزمان با دولت دوم خردادی ها خواند و گفت: در آن زمان دولت از سپاه خواست که هر چه زودتر دستگیر شدگان را سپاه آزاد کند و به وزیر خارجه انگلیس قول دادند که به زودی آزاد می شوند ولی ما وقتی غرور و تکبر انگلیسی ها را دیدیم زیر بار نرفتیم و گفتیم ما نظامی هستیم و از کسی فرمان نمی گیریم.
جانشین فرمانده نیروی دریایی سپاه پاسداران، حکم ورود مسلحانه به مرزهای کشور را طبق قانون، ۶ ماه زندانی و مصادره تمام تجهیزات اعلام و افزود: آنها می خواستند همانطور که نظامیان آنها وارد مرزهای ایران شده اند با تمام تجهیزات، آنها را آزاد کنیم ولی ما قبول نکردیم و اصرار ما موجب شد تا وزیر امور خارجه انگلیس پس از چهار روز برای مذاکره مجبور شد با هیئتی وارد ایران شود.
وی ادامه داد: وزیر خارجه انگلیس وقتی برای مذاکره آمد، خیلی مغرور بود و می خواست پیشنهادات آنها را بپذیریم ولی ما هیچ کدام از پیشنهادات آنها را نپذیرفتیم و به آنها گفتیم، یک هواپیمای نظامیان، دستگیر شدگان را به تهران منتقل و از آنجا پاسپورت گرفته و بدلیل اینکه ما جنگ آمریکا علیه عراق را مشروع نمی دانیم، حق ندارند از تهران مستقیما به یگان خود در عراق بروند، به همین خاطر ویزای کویت گرفتند و پس از ان اجازه خروج دادیم.
سردار تنگسیری تصریح کرد: یکی از مقامات انگلیس به من گفت:«شما خیلی سرسختید، سیاسیون شما راحت تر با ما کنار می آیند» که من هم در پاسخ به او گفتم:«ما نظامی هستیم و آن هم از نوع پاسدارش»
جانشین فرمانده نیروی دریایی سپاه پاسداران همچنین به دستگیری ۲۴ نظامی کانادایی متجاوز به مرزهای آبی ایران همراه با قایق شان اشاره کرد و گفت: وقتی می خواستند با کشتی بیایند و آنها را ببرند به آنها گفتیم که هیچ کشتی نظامی حق ورود به مرزهای آبی کشور را ندارد و اگر می خواهید سربازان خود را خارج کنید باید بالگردی بر فراز قایق توقیف شده در دریا بفرستید و با انداختن نردبان به درون قایق آنها را خارج کنید.
وی نمونه های فوق را شکستن غرور مستکبران عالم در رویارویی با نیروهای مقتدر نظامی جمهوری اسلامی ایرانی خواند و ادامه داد: در فاز تاکتیکی تعدادی از کشتی های جنگی سپاه و ارتش به عنوان نیروی متخاصم و تعدادی بعنوان نیروی مدافع در جهت شناسایی هم اقدام به برگزاری مانور می کنند که داور این رزمایش نیز قرارگاه انتخاب شد.
سردار تنگسیری ادامه داد: طبق قوانین تعیین شده قرار بود که هر کشتی که موفق به شناسایی کشتی دیگر شد، با خواندن شماره بدنه آن عملا آن کشتی را از رزمایش حذف کند و برای اطمینان با رنگ به بدنه ناو علامت بزند و در نهایت منوری بالای سر آن ناو یا کشتی به منظور اعلام شناسایی کشتی شلیک کند.
جانشین فرمانده نیروی دریایی سپاه پاسداران افزود: ساعت ۲ بامداد یکی از کشتی ها موفق به دیدن یکی از ناوها می شود و شماره بدنه ناو را برای آن می خواند ولی چون داوران در حال استراحت بودند، برای اطمینان با فرستادن یک قایق و نزدیک شدن به ناو، با رنگ روی بدنه ناو علامت گذاشته و برای اطمینان بیشتر اقدام به شلیک منور می کند که با این اقدام از طرف ناو به سمت قایق ایرانی شلیک و معلوم می شود آن ناو، ناو آمریکایی است که با وجود شلیک گلوله های بسیار به سمت قایق ایرانی هیچ آسیبی به آن نمی تواند برساند.
این فرمانده ارشد نظامی گفت: این اتفاق نشان داد که چقدر ناوهای هواپیمابر آمریکا که هر بار می خواهند ایران را تهدید کنند طول و عرض این ناوها را مطرح می کنند، آسیب پذیر است. قایقی تند روی ما بدون اینکه ناو هواپیمابر آمریکایی حتی موجه حضور آن شود به بدنه ناو می چسبد و بر روی آن علامت می زند و بدون اینکه کوچکترین آسیبی ببیند از منطقه دور می شود.
توانایی در حمل ۷۵ فروند هواپیما، ۳۱۰ متر طول، ۸۰ متر عرض و حمل ۵۵۰۰ نیرو از جمله مشخصات ناوهای هواپیما بر آمریکایی بود که سردار تنگسیری آنها را ذکر کرد و گفت: این ناوهای غول پیکر با تذکر قایق های ۶ متری رزمندگان ما مسیر خود را عوض می کند و امروز قایق های فوق سریع و سبک سپاه کابوس ناوهای هواپیمابر در منطقه شده است.
جانشین فرمانده نیروی دریایی سپاه پاسداران از حضور ۶۶ ناو جنگی در خلیج فارس خبر داد و گفت: از ساحل به عمق ۱۲ مایل دریایی جزو مرزهای آبی جمهوری اسلامی ایران و ۱۲ مایل بعد تحت کنترل است که این ناوهای جنگی جرأت نمی کنند از نزدیکی این محدوده عبور کنند.
وی با تاکید بر اینکه قدر توانایی و ظرفیت های داخلی خود را در برخی از حوزه ها نمی دانیم، پیشرفت های موشکی و تسلیحاتی جمهوی اسلامی ایران را بی نظیر خواند و خاطر نشان کرد: موشک های دقیق و پیشرفته ما که بر روی قایق های سبک ما نصب شده است، مشابه خارجی ندارد.
سردار تنگسیری، استرانژی جمهوی اسلامی ایران در مقابل ناوهای غول پیکر فرامنطقه ای را سرمایه گذاری بر روی شناورهای سبک، چابک و کوچک با قدرت مانور بالا و توانایی حمل و شلیک موشک های بسیار دقیق و پیشرفته اعلام و گفت: زمانی که از چینی ها خواستیم که برای قایق های ۱۴ متری ما موشکی با مشخصات مورد نظر بسازند، خندیدند و گفتند، قایق ۱۴ متری توانایی حمل و شلیک چنین موشکی با چنین مشخصاتی را ندارد و در زمانی که چینی ها رفتند تا بر روی آن فکر کنند، دانشمندان جوان و نخبه داخلی نمونه بی نظیر این موشک که قابل حمل بر روی قایق های سبک است، طراحی و ساختند.
جانشین فرمانده نیروی دریایی سپاه پاسداران ادامه داد:اکنون برد موشک های کروز پزواز جمهوری اسلامی به بالاتر از ۳۰۰ کیلومتر رسیده و در موشک های بالستیک نیز موشک های بسیار دقیقی مانند موشک خلیج فارس را در اختیار داریم که فوق العاده دقیق است.
این فرمانده ارشد نظامی با بیان اینکه آنچه آمریکا را مجبور به مذاکره با ایران کرده، اقتدار نیروهای مسلح جمهوی اسلامی است، اقتدار و عزت امروز کشور را مرهون خون شهدا خواند و ادامه داد: کسانی باید بترسند که به جای پشت گرمی به وعده های خدا به کافران چسبیده اند تا عزت پیدا کنند و فکر می کنند با متوسل شدن به آمریکا می توانند عزت بدست آوردند اما این خیال خامی بیشتر نیست.
سردار علیرضا تنگسیری، با تاکید بر اینکه رزمنداگان نیروهای مسلح جمهوی اسلامی ایران به نوکری مردم افتحار می کنند اعلام کرد: تا پشتیبانی مردم را داریم و خدا را داریم از هیچ کس نمی ترسیم.
بیان خاطره ای توسط یکی از رزمندگان هشت سال دفاع مقدس و مداحی از دیگر بخش های این مراسم بود.

ای كاش فدك این همه اسرار نداشت
ای كاش مدینه در و دیوار نداشت
فریاد دل محسن زهرا این بود
ای كاش در سوخته مسمار نداشت
كاش قلبم به قبرش راه داشت
كاش زهرا هم زیارتگاه داشت
در صبح دم طلوع بهار سال ۱۳۶۱ هنگامی که پرستوهای بهاری عاشقانه به پرواز در امده بودند٬هنگامی که با تحویل سال ٬اشتیاق و شوقی سرشار در وجود کودکان و جوانان جلوه می نمود٬آن گاهی که کبوتران عاشق در انتظار دیدار معشوق ثانیه شماری می کردند و ان موقعی که همه بی خیال در اندیشه و آرزوهای فردا غوطه ور بودند٬آسمان رنگ یاقوت گرفت و خورشید٬ نقاب خون بر چهره کشید و چتر اندوه بر چهره ها افکند. در سپیده دم نخستین روزهای فروردین موقعی که کودکان تازه از خواب شیرین بهاری بر خاسته بودند٬موقعی که مرد کهنسال روستا با قدی خمیده و قامتی استوار وضوی دیدار با الله میگرفت.کبوتری نامه رسان و پیکی اندوهبار خبر از پرواز چهار پرستوی عاشق داد که چون پروانه شوریده و شیدا به گرد شمع وجود معشوق طواف کردند تا قطعه قطعه جسم مطهرشان آب شد و به خاکستر تبدیل گردید. آری چهار تن از جوانان پاک باخته روستا با دستانی پینه بسته یازهرا گویان در سپیده دمان صبح بهاری وضوی خون گرفتند و از این زندان تاریک و وحشت زا به آغوش یار دیرینه شتافتند و با جوهره وجودشان فتحی مبین را رقم زدند.




در گذشت مادر بزرگوار شهید عبدالرضا نام آور را به
خانواده و بازماندگان ایشان تسلیت عرض می نماییم.


هشتمین اشکواره شعر عاشورا به میزبانی شهرک شهید محمد منتظری درتاریخ ۱۰/۹/۹۱ مصادف با پانزدهم محرم الحرام در مسجد جامع شهرک با حضور شعرایی از شهرها و روستاهای شوش٬ صفی آباد ٬دزآب٬میانرود و شهرک شهید منتظری برگزار گردید. در این مراسم که با استقبال گسترده مردم مواجه شده بود علاوه بر قرائت اشعار عاشورایی توسط شعرای متعهد و محب اهلبیت(ع) دل نوشته های مردمی که از طریق سامانه پیامکی همزمان ارسال می شد نیز قرائت می شد. در ساعت ۲۳مراسم ٬با ذکر مصیبت و سینه زنی در عزای سالار شهیدان ابا عبدالله (ع) توسط مداح اهلبیت(ع) رحمن امامی زاده به پایان رسید.اشکواره شعر عاشورا که در سطح منطقه در نوع خود بی نظیر است از هشت سال پیش به همت عده ای از جوانان شهرک شهید منتظری شروع و هرساله با استقبال خوب شعرای منطقه مواجه می شود.
شعرای شرکت کننده در هشتمین اشکواره:
۱-مرتضی حیدری آل کثیر
۲- پوراکبری
۳- داوود انصاری
۴- عباس رضایی
۵- مهدی کرمی
۶- هوشنگ دیناروند
۷- حاج ولی تخته کشان
۸- حاج احمد عبدالهی
۹- کاظم جوکار
۱۰- حاج علی حسین پور
۱۱- عباس چناری
۱۲- محمد بنواری
۱۳- صفر زاده علی


ظهر عاشورا، زمين کربلا بود و حسين
پيش خيل دشمنان، تنها خدا بود و حسين
هر طرف پَرپر گلي از شاخه اي افتاده بود
و اندر آن گلشن، خزان لاله ها بود و حسين
داشت در آغوش گرمش، آخرين سرباز را
زآن همه ياران، علي اصغر به جا بود و حسين!
آخرين سرباز هم غلطيد در خون گلو
بعد از آن گل، خيمه ها ماتمسرا بود و حسين
يک طرف جسم علمدار رشيد کربلا
غرقه در خون، دستش از پيکر جدا بود و حسين!
عون و جعفر، اکبر و اصغر به خون خود خضاب
کربلا چون لاله زاران باصفا بود و حسين
تير باران شد تن سالار مظلومان فراز!
هر طرف از شش جهت تير بلا بود و حسين
تاسوعای سال۹۰بقعه جابر انصاری(ره)
پیروان من، هرگاه آب گوارایی نوشیدید یاد من کنید
اگر خبری از شهید یا غریبی شنیدید بر من گریه کنید
کاش همگی روز عاشورا بودید و می دیدید
چگونه کودکم را سیراب کردند و از مهربانی با من پرهیز داشتند
بار دیگر درگیری شدید شد ٬ما و گردان کربلا محاصره شده بودیم و از هر طرف به ما تیراندازی می شد٬خمپاره های دشمن به شدت ما را زیر آتش گرفته بودند٬برادران گردان کربلا می خواستند که از محاصره دشمن بیرون بیایند ولی دشمن به شدت آنها را زیر آتش می گرفت و ما می دیدیم که چگونه برا ی شکستن محاصره دشمن تلاش می کردند و چگونه بعضی از آنها تیر می خوردند و بر زمین می افتادند ولی باز هم مقاومت می کردند٬از طرفی ما هم به چند دسته تقسیم شدیم و تعدادی از روبرو و تعداد دیگری از پشت سر و تعدادی هم از سمت چپ با دشمن درگیر شده بودیم٬مهمات ما همانی بود که موقع شروع عملیات با خود آورده بودیم و به سرعت رو به کاهش بود٬برادران یکی پس از دیگری تیر می خوردند و از روی خاکریز به پایین می غلطیدند٬یکی از دوستان به نام عبدالکریم که با کلانش به طرف دشمن شلیک می کرد تیر خورد و به پایین خاکریز غلط می خورد٬برادر محمدرضا برمکی و عیدی فراش از صفی آباد و تعداد دیگری از برادران را از دست داده بودیم ولی برادران همچنان مقاومت می کردند٬دشمن به ما نزدیک شده بود به طوریکه به طرف هم نارنجک پرتاب می کردیم٬در این حال برادر نبی اکبری که تیربار چی بودند و پشت سر هم نوار عوض می کردند و بر روی دشمن آتش می ریختند گفت منصور با بی سیم تماس بگیر و بگو باید چیکار کنیم چون مهمات مان دارد تمام می شود٬ ولی بیسیم خراب بود و من هم از خاکریز پایین آمدم و ودوان دوان به سمت راست که برادر صید کرمی فرمانده دسته در آنجا بود و تقریبا ۲۰۰ متر با ما فاصله داشت رفتم٬در بین راه می دیدم که تعدادی از برادران در خون خود می غلطیدند٬وقتی رسیدم دیدم که دشمن از سمت راست با تانک وارد شده و به شدت برادران را می کوبد٬برادر امیر شاهوارپور را دیدم و وضعیتمان را به اوگفتم تا به صید کرمی بگوید و در بین راه حاج عبدالحسین امینی را دیدم ٬به او هم گفتم ولی او هم گفت که برای ما هم مهماتی باقی نمانده است٬در این حین برادر صید کرمی را دیدم و وقتی وضعیتمان را تشریح کردم گفتند به بچه ها بگو سنگرها را خالی کنند و به طرف ما بیایند٬ فورا برگشتم و لی هنوز راهی را نپیموده بودم که برادر علیرضا سبزه علیپور را دیدم که گفت بچه ها همه دارند به این سمت می آیند ٬چیزی نگذشت که باقی مانده نیروها رسیدند و در پشت خاکریزهای جدید مستقر شدند ولی دل کندن از آنجا و عقب نشینی بسیار برای آنها سخت بود چون تعداد زیادی از برادران یا شهید شده بودند و یا مجروح بودند و در صورت رها شدن به دست دشمن می افتادند٬از طرفی هم دیگر مهماتی نمانده بود و تعداد نیروهای باقی مانده به حداقل رسیده بودند٬برادر صید کرمی آمدند و گفتند مجروحین را بردارید و به سمت ساحل حرکت کنید.....
ادامه دارد....

ایستاده سمت چپ منصور کرمی-نشسته پشت فرمان علیرضا نام آور
«حلیمه سعدیه» مادر رضاعی رسول خدا «صلی الله علیه وآله وسلم» بود. او دختری داشت به نام حره که از شیعیان و دوست داران حضرت علی «علیه اسلام» بود. در زمان پیری، وی روزی به مجلس «حجاج» رفت. حجاج به او گفت:
شنیدهام تو عقیده داری «علی بن ابیطالب علیه السلام» از صحابه برتر است؟ حره گفت: هر که این حرف را زده، دروغ گفته است. زیرا من عقیده دارم که امیر المؤمنین نه تنها بر صحابه، بلکه بر تمام پیامبران به غیر از رسول اکرم «صلی الله علیه وآله وسلم» برتری دارد.
حجاج با شنیدن این اعتراف، جسورانه فریاد زد: وای بر تو! آیا علی «علیه السلام» را از پیامبران اولوالعزم برتر میدانی؟
حره پاسخ داد: من او را برتر نمیدانم، بلکه خداوند او را بر تمام انبیا برتری داده و به این مورد در قرآن نیز گواهی داده است.
حجاج گفت: اگر بتوانی این موضوع را از قرآن اثبات نمایی نجات مییابی و گرنه دستور میدهم که در همین مجلس گردن تو را بزنند.
حره: برای اثبات حرفم حاضرم و بر این عقیده پا فشاری میکنم.
اما راجع به حضرت آدم «علیه السلام» قرآن می فرماید: چون آن حضرت به درخت ممنوعه نزدیک شد، خداوند عمل او را نپذیرفت، {و حضرت آدم را ظالم خواند.} اما خداوند در قرآن خطاب به حضرت علی «علیه السلام» میفرماید: عمل شما خانواده عصمت و طهارت مقبول درگاه پروردگار است.
در جایی دیگر می گوید که خداوند به حضرت آدم «علیه السلام» فرمود: به این درخت نزدیک نشوید. ولی حضرت آدم ترک اولی و به آن درخت نزدیک شد و از میوه آن چید، اما خداوند همه چیز دنیا را برای امیر المؤمنین حلال کرد اما حضرت به دنیا نزدیک نشد.
اما راجع به حضرت نوح «علیه السلام» خداوند در قرآن میفرماید: او دارای زن بدکار و کافر بود. در حالی که حضرت علی «علیه السلام» همسری داشت که خداوند رضای خود را در رضای او قرار داده بود.
اما درباره حضرت ابراهیم «علیه السلام» وی به خداوند عرض کرد: خداوندا به من نشان بده که چگونه مردگان را زنده می کنی؟
خداوند فرمود: مگر ایمان نیاوردهای؟
حضرت ابراهیم عرض کردند: ایمان آوردهام ولی میخواهم قلبم مطمئن شود. اما امیر المومنین «علیه السلام» فرمودند: اگر پردهها عقب رود تا غیب را ببینم برای من هیچ فرقی نمیکند و به یقینم افزوده نمیگردد. یعنی حضرت امیر به قدری به قیامت ایمان دارد که گویی هر لحظه قیامت را میبینند.
اما در مورد حضرت موسی «علیه السلام» وقتی خداوند به او امر کرد که برای دعوت فرعون برود حضرت موسی گفت: میترسم مرا بکشد چون یک نفر از آنها را کشتهام.
در حالی که در آن شب که کفار تصمیم گرفتند رسول اکرم «صلی الله علیه وآله» را به قتل برسانند و چهل نفر شمشیر زن دور خانه پیغمبر جمع شده بودند، پیامبر اکرم «صلی الله علیه وآله» فرمود: یا علی! آیا جای من میخوابی؟
حضرت علی «علیه السلام» عرض کردند: آیا جان شما در امان خواهد بود؟
پیامبر فرمود: آری.
امیر المؤمنین عرض کردند: جان من به فدای شما و حضرت در بستر پیامبر خوابید و نترسید.
درباره حضرت عیسی «علیه السلام» در روایت داریم که حضرت مریم در عبادتگاه زندگی میکرد وقتی وضع حملش نزدیک شد ندا رسید که اینجا عبادتگاه است نه زایشگاه. در نتیجه حضرت مریم از مسجد القصی بیرون رفت و در بیابان کنار درختی وضع حمل نمود. اما وقتی مادر حضرت علی «علیه السلام» ایشان را حامله بود پرده کعبه را گرفت و خداوند را به حق مولودش قسم داد، ناگهان کعبه شکافته شد و ایشان در داخل خانه خدا که اکنون قبله مسلمانان جهان است حضرت علی «علیه السلام» را به دنیا آوردند.
به هر صورت حجاج خونخوار و ستمگر به قدری از این سخنان مبهوت شد که علاوه بر اینکه به حره آزاری نرساند بلکه به او خلعت و پاداش هم داد.
جمال محمد(ص) صلوات

چشمههای خروشان تو را میشناسند
موجهای پریشان تو را میشناسند
پرسش تشنگی را تو آبی، جوابی
ریگهای بیابان تو را میشناسند
نام تو رخصت رویش است و طراوت
زین سبب برگ و باران تو را میشناسند
از نشابور بر موجی از «لا» گذشتی
ای که امواج طوفان تو را میشناسند
اینک ای خوب، فصل غریبی سر آمد
چون تمام غریبان تو را میشناسند
کاش من هم عبور تو را دیده بودم
کوچههای خراسان، تو را میشناسند
قیصر امینپور
امسال خداوند توفیق داد تا دهه آخر ماه مبارک رمضان را در کنار حرم ثامن الحجج علی ابن موسی الرضا (ع) نائب الزیاره شما دوستان عزیز باشم به همین دلیل کمتر موفق شدم تا به وبلاگ سر بزنم٬از اینکه دوستان در این مدت به وبلاگ سر زدند و با نظرات خود ما را در هر چه بهتر ارائه نمودن مطالب راهنمایی کردند تشکر می کنم٬همچنین از عزیزانی که نظرات اصلاحی داده بودند٬ به دلیل تاخیر در اصلاح موارد ذکر شده عذر خواهی می نمایم٬ انشا الله خداوند توفیق زیارت قبور ائمه اطهار (ع) را نصیب همه دوست داران آن بزرگواران عطا نماید.
مرد شامی بسیار گریست و گفت: «گواهی می دهم که جانشین خدا بر زمینی و خدا بهتر می داند که بار رسالت را بر دوش چه کسی گذارد. تا اکنون تو و پدرت را بیش تر از همه مردم دشمن می داشتم، ولی اکنون تو دوست داشتنی ترین بندگان خدا پیش من هستی
در روز پنجشنبه مصادف با میلاد خجسته صاحب الزمان(عج) جشن بزرگ میلاد با حضور اهالی شهرک برگزار گردید.این مراسم از ساعت ۳۰/۲۱ با تلاوت آیاتی از کلام الله مجید آغاز و در ادامه برنامه های متنوع و شاد از جمله اجرای نمایش های طنز توسط گروه هنرمندان شهرستان شوش دانیال (ع) و اجرای سرود توسط بانوان ناشنوا و همچنین موسیقی سنتی ادامه پیدا کرد،اجرای مسابقات نمایشی و اهدای جوایز مسابقه پیامکی و غیره از جمله برنامه های دیگری بود که اجرا گردید،این مراسم در ساعت ۳۰/۱ بامداد با قرائت دعای فرج امام زمان روحی فداه و برنامه نور افشانی به مدت ۱۵ دقیقه به پایان رسید. جا دارد از همه کسانی که در اجرای این برنامه که بسیار مورد استقبال مردمی قرار گرفت تشکر به عمل آورد.همچنین از مسولین پایگاه مقاومت بسیج و کانون فرهنگی و هنری معراج که از مدت ها قبل پیگیر اجرای این برنامه بودند تشکر به عمل می آید.

اللهم عجل لولیک الفرج والعافیه و النصر و اجعلنا من خیر انصاره و اعوانه و شیعته والمستشهدین بین یدیه

مبارک باد
مقام معظم رهبری
تشیع پیکر پاک و مطهر 96 شهید دفاع مقدس در شهرک شهید محمد منتظری
بار دیگر شهدای دیگری از تبار حسینیان زمان به قافله سالار دشت کربلا ابا عبدالله الحسین(ع) پیوستند و با عبور خود از شهرک شهید محمد منتظری بر ما منت نهادند و فضای غبار آلود را با عطر خود معطر نموده و خاطرات 8 سال دفاع مقدس را در اذهان مردم زنده نمودند.در حالی که قرار بود ساعت 17/30 بعد از ظهر پنج شنبه مورخ 91/3/4 - 96 گل پرپر با عبور از شهرک قدم بر دیدگان ما نهند، با تغییر زمان استقبال به ساعت 15 و در حالی که 20 دقیقه مانده به ساعت 15 از طریق بلندگوی مسجد اطلاع رسانی شد، خیل عظیم مردم از پیر و جوان و زن و مرد با چشمانی اشکبار به سمت محل استقبال هجوم آورده و با در آغوش گرفتن فرزندان خود از آن پیکرهای بی سر طلب عفو بخشش در قصور و کوتاهی های بعد از آنها نمودند.چه زیبا بود حضور کودکان و نوجوانانی که سالها بعد از دفاع مقدس متولد شده بودند و جالب آنکه بیشتر مجریان و دست اندر کاران مراسم استقبال، جوانان و نوجوانانی بودند که هیچکدام دوران دفاع مقدس را درک نکرده بودند.

بقیه عکس ها در ادامه مطلب
گرامیباد یاد شهدای پیروز عملیات بیت المقدس



شهید علیرضا حیدری شهید محمود یوسفی شهید یوسفعلی ارزانی




شهید عبدالکریم فلاحی شهید صفرعلی قاسمی شهید ابراهیم غریبی شهید عیسی عباسی

ایستاده از چپ :نفر اول شهید علی خسروی
نشسته از راست نفر دوم:شهید عبدالرضا نیسی- نشسته از چپ نفر دوم مرحوم عزیز سعدی نژاد
احتمالا در بین این عزیزان نفرات دیگری هستند که اکنون در بین ما نیستند-در شناسایی آنها کمک کنید
ولادت با سعادت ام ابیها فاطمه زهرا(س)
و روز مادر بر همه شیعیان آن حضرت
مبارک باد
بقیه عکسها در ادامه مطلب

گردهمایی بزرگ رزمندگان بخش مرکزی دزفول با حضور بیش از 300 نفر از رزمندگان دوران دفاع مقدس این بخش، در تاریخ 91/2/6 و همزمان با سالروز شهادت حضرت صدیقه اطهر فاطمه زهرا (س) در سالن اجتماعات مرکز آموزش کشاورزی دزفول(چپون) برگزار گردید.در این مراسم که ابتدا با تلاوت قرآن کریم شروع شد با ذکر خاطرات دفاع مقدس و شعر خوانی و پخش کلیپ های تصویری دوران دفاع مقدس ادامه پیدا کرد و در ادامه سردار شاهوارپور فرمانده سپاه حضرت ولی عصر(عج) به ایراد سخن پرداختند.در پایان و پس از مراسم مداحی و سینه زنی به مناسبت ایام شهادت دخت گرامی پیامبر اسلام(ص)، رزمندگان دروران دفاع مقدس با در آغوش گرفتن همرزمان قدیمی خود یاد آن دوران را گرامی داشتند.
گرامیباد یاد و خاطره شهدای پیروز عملیات فتح المبین
در صبح دم طلوع بهار سال ۱۳۶۱ هنگامی که پرستوهای بهاری عاشقانه به پرواز در امده بودند٬هنگامی که با تحویل سال ٬اشتیاق و شوقی سرشار در وجود کودکان و جوانان جلوه می نمود٬آن گاهی که کبوتران عاشق در انتظار دیدار معشوق ثانیه شماری می کردند و ان موقعی که همه بی خیال در اندیشه و آرزوهای فردا غوطه ور بودند٬آسمان رنگ یاقوت گرفت و خورشید٬ نقاب خون بر چهره کشید و چتر اندوه بر چهره ها افکند. در سپیده دم نخستین روزهای فروردین موقعی که کودکان تازه از خواب شیرین بهاری بر خاسته بودند٬موقعی که مرد کهنسال روستا با قدی خمیده و قامتی استوار وضوی دیدار با الله میگرفت.کبوتری نامه رسان و پیکی اندوهبار خبر از پرواز چهار پرستوی عاشق داد که چون پروانه شوریده و شیدا به گرد شمع وجود معشوق طواف کردند تا قطعه قطعه جسم مطهرشان آب شد و به خاکستر تبدیل گردید. آری چهار تن از جوانان پاک باخته روستا با دستانی پینه بسته یازهرا گویان در سپیده دمان صبح بهاری وضوی خون گرفتند و از این زندان تاریک و وحشت زا به آغوش یار دیرینه شتافتند و با جوهره وجودشان فتحی مبین را رقم زدند.





بچه ها تحویل سال یادش بخیر شلمچه
چیده بودیم تو سفره سربند و یک سر نیزه
بچه ها خیلی گشتن تو جبهه سیب نداشتیم
بجای سیب تو سفره کمپوتشو گذاشتیم
تو اون سفره گذاشتیم یه کاسه سکه و سنگ
سمبه به جای سنجد یه سفره رنگارنگ
اما یه سین کم اومد همه تو فکری رفتیم
مصمم و با خنده همه یک صدا گفتیم
به جای سین هفتم تو سفره سر میزاریم
سر کمه هر چی داریم پای رهبر می زاریم
ای مسافر در دلت داری چرا سوز و گداز؟ از کجا می آیی ای تن خسته از راه دراز؟
از کجا می آیی از دهلاویه یا موسیان؟ از دو کوهه یا شلمچه قتلگاه عاشقــان؟
هر که هستی بوی خاک کربلا را می دهی بوی عطر پاک مــردان خــدا را می دهی
با من از مهران و سوسنگرد و از مجنون بگو از خـروش کرخــه و ارونـد و از کـارون بگو
شور فکــه در درون مـن تلاطــم می کنـد خاک مینو هستی ام را در خودش گم می کند
قصه ی چــزابــه را بـهـر خــدا آغــاز کن من غـزل می خوانم و تو نینوا را ساز کن
در طـلائیه چه آمـد بر سر یـاران مــن؟ در کجا مدفون شدند آن کشتگان بی کفن؟
جسم سرداران بی سردرکدامین کربلاست؟ پیکر گم گشتـگان جنگل امقر کجـاست؟
با من از افسانه های کهنه دیگر دم مزن از اساطیر هزاران ساله کوته کن سـخن
دیگر از سهراب سیمین تن نشان از من مجو با من از اسفندیار و کوروش و رستم مگو
گر چه تاریخی کهن در پشت سر داریم ما اینـک امـا اقتـداری سـرخ تر داریـم مـا
شیر مردان و جوانانی که ما پرورده ایم در کدامین شاهنامه مثلشان را دیده ایم؟
تاعلی اکبر و عباس درفرهنگ ماست نقش رستم٬جای سهراب اندر این مکتب کجاست؟
آن همه شهنامه گویان پس کجا خوابیده اند؟ تا فرو بندند لب از قصه ی گــرز و کمند
باش تا فردوسی از خاک لحد بیرون شود در تحیر آید و از توس تا هامون شود
آفرین گوید به صدها مثنوی٬ الله را گـر بفهمد وصـف فرزندان روح الله را
ای مسافر با من امشب تا سحرگاهان بنال در فراق بچه های خوب گردان بلال
با من از گردان عمار و شهیدانش بگو از سلحشوران و از شیران میدانش بگو
از شهیدانی بگو کاندر مصاف تیرها جملگی گشتند آری کشته ی شمشیرها
از سی و چار آبرومند سزاوار بهشت از سی و چار آسمانی سیرت حوری سرشت
از همانانی که ره بردند اندر کام عشق از سبکبالان ساحل های نا آرام عشق
از رشادتیان بگو گمگشته ی صحرای درد روزه دار روزهای داغ ایـــام نبرد
احمدی٬زاده علی مردان بی باک شهید باقری ها این دو سرباز سرافراز رشید
از عظیم و از حسن رزمندگان کوی عشق رهروان راه بی پایان و تو در توی عشق
خاطرات احمد و عباس در ذهن و دلم عشق فلاحی و نیسی مانده در آب و گلم
معتمدیان٬حیدری٬مردان بی عنوان جنگ پاپی و ارزانی و فاتح سلحشوران جنگ
تربت هورالعظیم از آسمانها برتر است آری آنجا مشهد عبدالرضا نام آور است
تا قیامت داغ عباسی عذابم می کند لیک عشق او رها از منجلابم می کند
بوی عطر قاسمی ها در فضا پیچیده است گوئیا در این فضا بوی خدا پیچیده است
از عفاف دختران زینبی سیرت بگو از حجاب سوسن معصوم و با غیرت بگو
در رثای مادران بی گنه بگشای لب کز غم ایران مینائی بگریم روز و شب
شد سه ساله اکرمش همچون رقیه غرق خون اعظم شش ماهه اش صد پاره در خاک اندرون
ای شهیدانی که پوسیدید اندر دشت ها با شمایم یـوسفی٬دلـگرم٬ کـاوندی٬شمـا
خوب می دانم که دور از این دیار و سرزمین بود حیدر با شما بی همنشینان همنشین
یازده سال اندر آن غربت نه تنها بوده اید که شما همسایگان خوب زهرا بوده اید
یاد ابراهیم و خیبر یاد عبدالله پور شیر مردان دلاور مرد بی باک و غیور
دانش آموزان دانشگاه ایثار و شرف مخلصان واقعی مردان سر تا پا هدف
یاد عباسی و محمود و امیدی زنده باد راهشان تا رجعت صاحب زمان پاینده باد
ای شهیدان بخون غلطیده والفجر هشت کو تن محمود فرزانه که صدها پاره گشت؟
این شهید دست و پا در خون خضاب از آن کیست شیر مرد کربلای پنج٬ یارب خسروی است
ما هزاران قاسم و اکبر به میدان برده ایم صد هزاران بار زخم داغ یاران خورده ایم
سرزمین ما برای سربداران بوده است جای جایش نقطه معراج یاران بوده است
نوجوانان و جوانانش ز نوعی دیگرند از تبار فاطمه و از نسل پاک حیدرند
نخل های سرزمینم بوی مولا می دهند بوی مولای غریب نخل ها را می دهند
چارده قرن است اینجا صحنه کرب و بلاست یکهزار و چارصد سال است اینجا خون بپاست
در هجوم بی امان تیشه ها و داس ها اندر اینجا شد جدا دست از تن عباس ها
روزی اینجا مقصد مردان سالک می شود خاک پاکش سرمه ی چشم ملائک می شود
ای شهیدان داغ هجران شما داریم ما تا ابد از داغتان همواره می باریم ما
تا قیامت سینه هامان چاک پیمان شماست ذره ذره از وجود ما به قربان شماست
چفیه هاتان تا قیامت بر سر و بر دوشمان بویتان تا روز محشر می کند مدهوشمان
چفیه از فرهنگ ما هرگز نمی گرد جدا چفیه هاتان بوی مولا می دهد بوی خدا
غیرت حیدر مرا مانده ست اندر جان و تن سر فدای سر زمینم جان به قربان وطن
ما از این پس تا قیامت رهروان این رهیم عشق٬درگاه شما٬ما بنده ی این درگهیم
گر چه ما شرمنده ایم از روی چون ماه شما لیک هر گز بر نمی گردیم از راه شما
شعر ماندن روی پیمان با شما خواهیم خواند با تمام رو سیاهی ها ولی خواهیم ماند
شاعر:علی حسین پور
سروده شده در اولین یادواره شهدای شهرک شهیدمحمد منتظری
نتایج قطعی انتخابات در دزفول
به گزارش شبکه خبری دز(دز ان ان) طبق آمار نهایی بدست آمده از ستاد انتخابات دزفول مستقر در فرمانداری دزفول از مجموع ۱۵۱۴۵۴ رای ماخوذه قابل قبول آقای محمدعلی قاسمی با ۳۶ هزار و ۳۱۵ رای در جایگاه اول و عباس پاپی زاده پالنگان با ۳۳ هزار و ۱۵۸ رای در جایگاه دوم ، سید حسن رجبی با ۳۰ هزار و ۸۲۴ رای در جایگاه سوم، عبدالحسین شاه حسینی با ۲۱ هزار و ۳۹۰ رای در جایگاه چهارم، احمد عبداله پور با ۱۷ هزار و ۱۵۲ رای در جایگاه پنجم، علیرضا ستایش مهر با ۸ هزارو ۶۹۶ رای در جایگاه ششم، علی جودی فر با ۱ هزارو ۸۳۸ رای در جایگاه هفتم، احمد مجدی فر با ۱ هزارو ۴۹۲ رای در جایگاه هشتم و امیر فلاطون نژاد با ۵۷۱ رای در جایگاه نهم قرار گرفتند.
به این ترتیب با توجه به اینکه آقای محمدعلی قاسمی برای رسیدن به حد نصاب ۲۵ درصد بعلاوه یک جهت کسب نمایندگی شهرستان دزفول در مجلس شورای اسلامی، تعداد ۱۵۴۸ رای کمتر کسب نموده است، انتخابات در حوزه انتخابیه شهرستان دزفول به دور دوم کشیده شد و بدین ترتیب رقابت در دور دوم انتخابات در این شهرستان بین آقایان محمدعلی قاسمی و عباس پاپی زاده پالنگان خواهد بود.
--------------------------------------------------
نتایج قطعی انتخابات شهرهای اندیمشک ، شوش و شوشتر
به گزارش شبکه خبری دز(دز ان ان) طبق آخرین خبر رسیده از شهر اندیمشک آقای صید عیسی دارائی با ۵۹۵۲۳ رای در رده نخست، آقای فریدون حسنوند با ۲۷۲۵۴ رای در رده دوم و آقای سید رضا موسوی ۷۴۳۴ در رده سوم انتخابات نهمین دوره مجلس شورای اسلامی در حوزه اندیمشک قرار گرفتند و بدین ترتیب آقای صید عیسی دارایی به عنوان نماینده اندیمشک راهی مجلس نهم گردید.
در شهرستان شوش آقای سید راضی نوری با ۶۳۰۰۰ رای در رده اول و آقای سید جاسم ساعدی با ۳۰۰۰۰ رای در رده دوم قرار گرفت که بدین ترتیب آقای سید راضی نوری بعنوان نماینده شوش در مجلس نهم انتخاب گردید.
در حوزه انتخابیه شوشتر و گتوند آقای سیدمحمد سادات ابراهیمی به ۳۳۰۰۰ رای موفق به تصاحب کرسی مجلس نهم از این حوزه انتخابیه شد و آقای سهراب گیلانی با ۲۰۰۰۰ رای نفر دوم انتخابات حوزه شوشتر و گتوند شد.
صبح امروز جمعه مورخ ۲۸/۱۱/۹۰ چهارمین یادواره شهدای شهرک شهید منتظری با حضور خانواده های معظم شهدا٬اهالی شهرک و مدعوین از سایر شهرها و شهرکهای اطراف و جمعی از مسولین محترم از جمله جناب سرهنگ فضیلت پناه فرمانده ناحیه مقاومت سپاه دزفول٬مسول امور ایثارگران دزفول و نماینده ولی فقیه در بسیج حوزه علی ابن ابیطالب اهواز برگذار گردید٬مراسم ابتدا با تلاوت آیاتی از کلام الله مجید توسط برادر عباسی آغاز و سپس سرود جمهوری اسلامی با قیام حضار پخش گردید.در ادامه مراسم ضمن پخش کلیپ های تصویری از دفاع مقدس و شهدای شهرک حجت الاسلام بهرام سخنرانی نمودند و در بخش هایی از صحبت های خود به جایگاه شهدا در نزد خداوند متعال اشاره نموده و در ادامه به بیان خاطرات و کراماتی از شهدا پرداختند٬پس از سخنرانی برادر چناری شعر زیبایی را در باره دفاع مقدس قرائت نمودند و در ادامه برادر رضا زاده به مداحی پرداختند. این مراسم که با استقبال پر شور خواهران و برادران مواجه شده بود توسط پایگاه مقاومت شهرک شهید منتظری و پایگاه خواهران حضرت راضیه(س) شهرک و با همکاری هیئت رزمندگان بخش مرکزی برگزار گردید و در نهایت مراسم راس ساعت۳۰/۱۱ به پایان رسید.


چهارمین یادواره شهدای
شهرک شهید منتظری
زمان:جمعه ۲۸/۱۱/۹۰
ساعت: ۹ صبح
مکان:زینبیه شهرک
و
امام جعفر صادق(ع)
مبارک باد
هاشمی با اشاره به آماری از زمان جنگ تحمیلی یادآور شد: در زمان جنگ، با احتساب 4 میلیون مهاجر جنگی، 24 میلیون نفر به صورت مستقیم با جنگ در ارتباط بودند.
وی با بیان اینکه ملت ایران از 15 خرداد تا پیروزی انقلاب اسلامی ایران 2هزار و 836 شهید داده است، اظهار داشت: این در حالی است که شرارتهای منافقین بر علیه ملت ایران 19هزار و 986 شهید از ما گرفته است.
رئیس دفتر عمومی حفاظت و اطلاعات فرمانده کل قوا با تاکید بر اینکه به صورت مستقیم تلفات ایران در جنگ تحمیلی 172هزار و 156 نفر بوده است، افزود: 15هزار و 959 شهید نیز در بمبارانها تحویل انقلاب شده است.
وی با اعلام اینکه سهم شهدا در ارتش 23درصد است، ادامه داد: سپاه سهم 21 درصدی و بسیج 43 درصد از شهدای جنگ را به خود اختصاص داده است.
هاشمی تاکید کرد: در جنگ تحمیلی 3 هزار و 100 شهید دانشجو و 3 هزار و 17 نفر نیز روحانی بودند.
وی با بیان اینکه دانشجویان ایران نسبت به سایر اقشار سه برابر شهید دادند، تصریح کرد: روحانیون با 12برابر سایر صنوف بیشترین شهید را تقدیم انقلاب کردند.
این مقام مسئول در دفتر فرمانده کل قوا با تاکید بر اینکه در جنگ تحمیلی 100میلیارد تومان کشورهای عربی به عراق کمک کردند، گفت: تنها در والفجر 8توانستیم بیش از 80 هواپیمای دشمن را ساقط کنیم.
وی اعلام کرد: این جنگ و کمکها به عراق در حالی بود که صندوق ذخیره ارزی ایران در آن زمان 6 میلیارد دلار داشت.
هاشمی با تاکید بر اینکه این جنگ دست خالی و به هزینههای معنوی زیادی برای ملت ایران به دست آمده است، گفت: جنگ تحمیلی گنجینهای از اسرار عرفانی و معنویت است در مقابل دشمنی که مخزنی از شقاوت و درندگی را داشت.
وی اظهار داشت: باید به عنوان یک ایرانی کشور و حوادث رخ داده در آن بشناسیم و با بصیرت از آن حمایت کنیم.
هاشمی تاکید کرد: باید بدانیم این آگاهی و بصیرت است که مانع هر تجاوزی به کشور میشود.
منبع:تابناک
عاشورای ۱۳۹۰

بقیه عکس ها در ادامه مطلب
تاسوعای حسینی ۱۳۹۰
بقعه جابر انصاری و شهرک مطهری

بقیه عکسها در ادامه مطلب
غبارروبی مزار شهدا


عکس:شب هفتم محرم1390
هیئت عزاداران شهرک شهید منتظری

مراسم عزاداری شب چهارم ماه محرم در محل عزاداری در جلوی مسجد و تمثال مبارک شهدا با حضور عزادران بصورت زنجیر زنی و با مداحی برادران رحمن امامی زاده٬ محمدرضا عباسی و غلامرضا زلقی برگزار گردید٬این مراسم در دهه اول محرم هر شب باحضور زنجیرزنان و عزاداران حسینی برقرار می باشد.
تصاویر دیگر در ادمه مطلب
منبع: پایگاه جامع اطلاع رسانی امام مهدی (عج)
عید غدیر مبارک
احمد حنبل، امام مذهب حنبلی به اِسنادش از عبدالرزاق، از پیامبر صلیالله علیه وآله وسلم روایت کند که: [روزی پیامبر در جمع اصحابش بود كه فرمود:]
«هر که خواهد که بنگرد به آدم در دانشش و به نوح در فهمَش و به ابراهیم در خویَش و به موسی در نیایشهایش و به عیسی در سُنتش و به محمد در تمام و کمالش باید که به این مرد که دارد میآید بنگرد»
مردم سر کشیدند و دیدند که علی پسر ابوطالب [علیهالسلام] است که دارد میآید، که گویی صخرهای است که از کوه کنده و سرازیر شده و میآید».
عکس:میدان ورودی شهر گتوند
((شادی روح شهدای گمنام صلوات))
بسیج٬عبارت است از تشکیلاتی که در آن٬افراد متفرقه و تنها٬به یک مجکوعه عظیم و منسجم ٬به یک مجموعه آگاه٬متعهد٬ بصیر و بینا به مسائل کشور و به نیاز ملت تبدیل می شوند٬مجموعه ای که دشمن را بیمناک و دوستان را امیدوار و خاطر جمع می کند.
مقام معظم رهبری
در آستانه هفته بسیج و در راستای تشریح ساختار و
ماموریت های جدیدبسیج گردهمایی بزرگ بسیجیان
شهرک شهید محمد منتظری بـرگزار می گردد
زمان: دوشنبه ۹/۸/۱۳۹۰
مکان: زینبیه شهرک
ساعت: ۳۰/۱۹
ایستاده از راست:۱-حسین رشادتیان۲-شهید محمود یوسفی۳-کاظم پورظفر۴-حاج اقا محمدی۵-شهید علیرضا کاوندی۶-شهیدقربانعلی معتمدیان(سگوند) ۷-شهید احمد یوسفی۸-حسین قاسمی۹-رحمن فلاحی
نشسته از راست:۱- احمد زارعی۲-یحیی غلامی۳-شهید سلطانعلی قاسمی۴-حاج فریدون غلامی ۵-شهید عبدالکریم عباسی
سرانجام عراق پس از مقدمهچينيهاي فراوان سياسي و نظامي، در ساعت 14:15 دقيقه دوشنبه 31 شهريورماه 1359 با سه فروند ميگ 23، به فرودگاه بينالمللي مهرآباد تهران _ به تقليد از حمله هوايي اسراييل در جنگ ششروزه با اعراب _ حمله كرد. همزمان پايگاههاي هوايي تبريز، همدان، دزفول، بوشهر، شيراز، اصفهان و فرودگاههاي اهواز، كرمانشاه، سنندج و اروميه، توسط 192 فروند جنگنده عراقي مورد حمله قرار گرفت. روز اول مهر 1359 نيز ارتش عراق با استعداد 48 يگان سازماندهي شده در قالب تيپها و لشكرهاي مكانيزه، زرهي و پياده با برخورداري از پشتيباني 800 قبضه توپ، 5400 دستگاه تانك و نفربر، 400 قبضه توپ ضدهوايي و 3666 فروند هواپيما و 400 فروند هليكوپتر به ايران حمله كرد. مقصود رهبران عراق از اين تجاوز اين بود كه با شكست نظامي ايران اهداف خود مبني بر لغو قرارداد 1975 الجزاير و تجزيه خوزستان را تأمين نمايد.
منبع : كارنامه عملياتهاي هشت سال دفاع مقدس صفحه ي 25
فلاش بک به شش سال قبل
سال 84 یکی از خانم های مومنه و پا به سن گذاشته ی فامیل که نمازجمعه و سرکشی اش به خانواده های مستضعف و... تمامی ندارد میهمان خانه ما در تهران بود.
یکی از برادران این خانم (از کاسب های مشهور دزفول) یکی دوسال قبل از آن مرحوم شده بود .
وی آنشب برای من و همسرم تعریف کرد که خوابی عجیب دیده در مورد اخوی مرحومش که عینا در زیر برای شما نقل می کنم :
(( چندی قبل در خواب دیدم برادرم به دیدنم آمده و کلی کاهو و هندوانه برایم آورده است. در حالیکه داشتم با ایشان احوالپرسی می کردم نگاهم به صورتش افتاد که نیمی از آن کبود بود.
گفتم : داداش چرا صورتت اینطوری شده؟
گفت : به عبدالحسین (برادر کوچکترمان که درقید حیات است) بگو در اینجا ذره ذره ی اعمال حساب می شود. حتی به اندازه یک سر سوزن. بگو عبدالحسین تو را به خدا در مورد آقای خامنه ای مودبانه سخن بگو.
برادر مرحومم درخواب ادامه داد : خواهرجان! یکی دوبار که عبدالحسین از ایشان (امام خامنه ای) بد می گفت من هم با او همزبان شدم و حالا این کبودیِ صورت ، تقاص همان حرفهاست.
برادرم سه بار گفت : خواهر تورو بخدا از آقای خامنه ای برایم طلب بخشش کن. ))
خانم میهمان ، اشک ریزان به من گفت آقامهران توروخدا اگر دسترسی دارید به رهبری برای برادرم حلالیت بگیر.
من گفتم که دسترسی مستقیم ندارم ولی قول دادم که تمام تلاشم را خواهم کرد.
در تمام شش سال گذشته یکبار یکی از بستگان نزدیک حضرت آقا را دیدم و مشکل را گفتم که متاسفانه ایشان شانه خالی کرد.
یکبار دیگر سال 88 به یکی از فرماندهان حفاظتی بیت گفتم که قبول کرد و قول داد پیغام را برساند و نتیجه را به من اعلام کند ، که خبری نشد.
و دیگر هیچ!
اما این تعهد همیشه به یادم بود تا همین چند شب گذشته که عرض کردم ماوقع حضورم دربیت را....
***

این را اضافه کنم که آنشب در بیت رهبری ، رکعت دوم نماز عشا بود که پدر تازه مرحوم شده ی استادم نیز به خاطرم آمد.
منظورم همان شخص محترمی است که دعوت نامه بیت را به بنده هدیه کرده بود.
همان لحظه ثواب نماز را به روح بزرگوار آن مرحوم هدیه کردم.
نماز تمام شد و جماعت به سمت سفره های افطاری حرکت کردند.
من اما تمام ذهنم سمت آقا بود و رساندن بار امانت شش ساله، اما چگونه؟
رهبری از مسیر پارتیشن بندی ضلع غربی سالن به سمت میهمانان و سفره افطاری حرکت کردند.
خودم را به نقطه ای رساندم که ایشان لزوما می بایست از 1 متری من عبور میکردند.
همین طور هم شد ، اما بین من و آقا یکی از محافظان قرار داشت که آرام و متواضع سر پُست خویش ایستاده بود.
با اشاره به او فهماندم که لازم است با پسرفاطمه(س) سخن بگویم که مودبانه گفت : ممکن نیست ولی بروید کنار سفره شاید موفق شوید.
ادای همین جملات کافی بود تا سید از کنار ما عبور کند و موقتا از دسترس خارج.
رفتم به همان سویی که ایشان روی میز کوچک و ساده خویش مشغول افطاری شدند.
همه ی حضار سر سفره ها و مشغول افطاری و آقا نیز.
ایستادم و محو تماشای افطار کردن و جمال دلنشین ایشان.
محافظین گفتند فلانی بفرمایید افطار کنید.
گفتم : راستش گشنگی یادم رفته. هم می خواهم غذا خوردن ایشان را ببینم و هم باید خدمت برسم و پیغام میتی را به حضور عرض کنم.
متعجب و کمی ناراحت شدند و گفتند لااقل بنشین، ایستاده خوب نیست.
نشستم و دیگر نتوانستند چیزی بگویند.(حق هم داشتند)
من،
نشستم و حدود 20 دقیقه ناظر این صحنه ها بودم :
- نیم رخ زیبای حضرت آقا از فاصله 5 متری
- متانت ایشان در آداب تناول غذا (برایم درس آموز بود)
- نسرین سلطانخواه ، حدادعادل و چند نفر دیگر به نوبت مشرف شدند و آقا همانگونه که آرام و دلنشین افطار میل می کردند به سخنان آنان گوش داده و پاسخگو بودند.
با خود می اندیشیدم که : خدایا اگر چهره ی امام غیرمعصوم اینقدر جذبه و نور معنوی دارد! پس جمال بی مثال ائمه معصومین (علیهماالسلام) چگونه بوده است؟
افطار امام تمام شد و ایشان با خداحافظی معمولی خیلی سریع سفره افطار را به گونه ای ترک کردند که دیگران از صرف غذای خود محروم نشوند(از پای سفره بلند نشوند)
و باز هم از پشت پارتیشن های ضلع غربی حسینیه راهی منزل شدند.
خودم را به آن سوی پارتیشن رساندم که حدود 10 نفر دیگر نیز منتظر بودند تا رهبری را در آخرین لحظات نظاره گر باشند.
آقا راهروی پارتیشن را طی کرده و نیم متری درب خروجی حسینیه قرار گرفتند و شاید دوثانیه دیگر فرصت داشتم تا آنچه را که در ذهن داشتم پیاده کنم ، در حالیکه مطمئن نبودم که اینکار خوشایند تیم حفاظتی باشد یا نه؟
هرچند که در آن لحظه حفاظت کمتری از ایشان صورت می گرفت.
در آخرین ثانیه ای که فرصت داشتم ، با صدای بلند و رسا گفتم : "حضرت آقا من افطار نکردم"
امام در آستانه خروج از درب حسینیه متوقف شده و به سمت صدای من برگشت.(علیرغم آنکه صدای همهمه ی احساسات دیگران نیز شنیده می شد).
جمله ام را تکرار کردم و قامتم نیز که از نفرات فی مابین بلند تر بود چشمان معشوق به سمت من معطوف شد و با لبخندی ملیح و ابروهای داده بالا(ازکنجکاوی) پرسیدند : چرا؟
به سمت من آمدند و باز هم سوال خویش را تکرار کردند : چرا افطار میل نکردید؟
اکنون فاصله دومتری بین من و ایشان را جمعیت چند نفره ی علاقمندان به حضرتش پر کرده بود.
گفتم : آقاجان عرضی دارم که تا با میزبان خویش درمیان نگذارم لب به غذا نخواهم زد.
ایشان با حالتی کنجکاوانه تر جویا شدند.
عرض کردم : حضرت آقا اکنون شش سال است که پیامی از عالم برزخ برایتان دارم. و قضیه این است که شخص مرحومی از کسبه شهرمان (نگفتم کدام شهر) از شما تمنا دارد تا حلالش کنید و اگر نیاز است مشخصاتش را عرض کنم؟
آقا لبخندی عمیق تر زد به گونه ای که ردیف دندانهایشان هویدا شد و دست را به بالا برده و فرمود : نیازی نیست برو بگو حلالت کردم.
آقا خداحافظی کرده و با صورتی بشاش حسینیه را ترک کردند.
من اما ، همانجا خدا را شکر گفته و بر سر سفره افطاری برگشتم.
جمعیت درحال ترک حسینیه بوده و سفره ها آدم را بیاد مناطق عملیاتی خمپاره خورده میانداخت.
با اعتماد بنفس دوچندان بر سر سفره نشستم و به یکی از خدمه گفتم : برادر من افطار نکردم.
گفت : بشین اخوی همین الان میارم خدمتتون.
و....
**********
به خانه برگشتم.
اولین کارم تماس با خوزستان و منزل همشیره آن مرحوم بود که خوشحالی و شگفتی زایدالوصف وی را به دنبال داشت.
خدا حاج آقا ر.د را بیامرزد که عمری را با شرافت در بازار دزفول مشغول به فروش .... بود و به تبع اجناس فروشگاه معروفش ، بسیاری از جوانان شهر ایشان را می شناختند.
آن مرحوم بسی مردمدار بود لکن همان گونه که خودش به ما زندگان پیام داده است :
فَمَن یَعْمَلْ مِثْقَالَ ذَرَّةٍ خَیْرًا یَرَهُ( 7 زلزال)
وَ مَن یَعْمَلْ مِثْقَالَ ذَرَّةٍ شَرًّا یَرَهُ(8 زلزال)
کسی چه میداند؟ شاید نویسنده ی دیسون "تمام" رویش در برزخ کبود باشد
نماز عید سعید فطر در مسجد شهرک شهید منتظری۱۳۹۰

بقیه عکس ها در ادامه مطلب
نماز عید سعید فطر به امامت حجت الاسلام ملک محمدی در مسجد جامع شهرک شهید منتظری برگزار می گردد
-اذان ساعت:۷
-گزارش فعالیتهای شورای اسلامی ساعت ۱۵/۷توسط آقای غلامی ریاست شوری
-اقامه نماز :ساعت ۳۰/۷
همچنین صندوق جمع آوری زکات فطره در مسجد مستقر می باشد

من که معصوم ترم از همه مظلوم ترم
مسجد کوفه خداوند نگهدار تو باد
که دگر نشنوی آوای دعای سحرم
در دل خاک بدنم گر طفلی
گوید ای مسجد کوفه چه شد آخر پدرم
هرچه باشد پسرم خون علی دررگ توست
مهربان باش تو با قاتل من ای پسرم
بدنم را بسوی خانه عزیزان مبرید
بگذارید غذا بهر یتیمان ببرم
عکس قدیمی از مسجد کوفه در ادامه مطلب
ای دلیران دل فتح المبین عاشقان خنده در میدان مین
آه ای جوبارهای بس زلال بچه های خوب گردان بلال
ای مصادیق فداکاری سلام بچه ها ی پاک عماری سلام
کو خروش بچه های ذوالفقار نغمه الیوم یوم الافتخار
آفتاب آیینه دار چشمتان خاک در شور و شعف از خشمتان
نام زهرا (س) ذکر آن لبهای پاک ذکرتان یابن الحسن روحی فداک
سید حبیب حبیب پور
صحبت ازموسيقي وعرفان نبود هيچ صوتي بهتر از قرآن نبود
دختران را بي حجابي ننگ بود رنگ چادر بهتر از هر رنگ بود
مرجعيت مظهر تكريم بود حكم او را عالمي تسليم بود
اينك ام......!!!
باتشکرازعبدالله
بهشت زهرا، قطعه 26، رديف 32
با عرض پوزش از شما عزیزان به خاطر اینکه در این مدت کمتر خدمت رسیدم و دلیل آن هم توفیقی بود که خداوند امسال هم نصیب من نمود و ان زیارت قبر مطهر ثامن الحجج علی ابن موسی الرضا(ع)بود ٬دیروز که حرم مطهر امام خمینی (ره)بودم توفیقی دست داد تا علاوه بر زیارت امام شهدا و معمار کبیر انقلاب اسلامی به زیارت شهدا در بهشت زهرا مشرف شوم٬پس از زیارت قبور مطهر شهدا و سرداران شهید صیاد شیرازی٬مجید بقایی٬آوینی و دیگر شهدای گلگون کفن به زیارت قبر مطهر شهیدان رجایی و باهنر٬بهشتی و دیگر شهدای هفتم تیر نائل شدم و من که به همراه یکی از همسفران پیاده مسیر حرم امام تا بهشت زهرا را پیموده بودم و از آنجایکه برای اولین بار به این توفیق دست پیدا کرده بودم برای پیدا کردن مزار شهدا زیاد گشته بودم و از جمله به دنبال قبر مطهر مرحوم آیت الله طالقانی می گشتم و پس از اینکه موفق نشدم خسته در حال بر گشتن بودم که به یکی از نیروهای انتظامات مستقر در بهشت زهرا بر خورد کردم و آدرس قبر آیت الله طالقانی را گرفتم٬ایشان هم ادرس دادند ولی به دلیل دوری و خستگی٬ زیارت این بزرگوار را به روز بعد موکول نمودم ٬وقتی خواستم به حرم امام برگردم آن مامور انتظامات گفتند حیف است تا اینجا آمده ای ولی به مزار شهید بزرگوار سید احمد پلارک سری نزنی٬پرسیدم مگر این شهید کیست و ایشان گفتند شهیدی است که از مزارش بوی عطر و گلاب استشمام می شود٬قبلا شنیده بودم ولی برایم باور کردنی نبود ٬تا این را شنیدم گویی نیروی تازه ای در من بوجود امد و با گرفتن ادرس مزار این شهید بزرگوار به انجا رفتم٬هنوز چند قدمی به مزار باقی مانده بود که بوی گلاب را استشمام کردم و عجیب تر اینکه سنگ قبر این شهید بزرگوار کاملا مرطوب بود و از درون سنگ گلاب ناب بیرون می آمد٬به گونه ای که دست من کاملا خیس شده بود٬در حال زیارت این شهید بزرگوار بودم که کاروانی از عراقیها را نیز برای زیارت این مزار شریف به آنجا اوردند و می دیدم که با چه اشتیاقی مشغول زیارت و گرفتن عکس و فیلم از مزار این شهید بزرگوار بودند٬اتفاقا اکثر اعضای کاروان را جوانان تشکیل داده بودند٬وقتی این صحنه را مشاهده کردم خدا را شکر کردم از اینکه می دیدم تاثیر خون شهدا را که حتی کسانی را که شاید پدران آنها عاملین شهادت این بزرگواران بودند تحت تاثیر قرار داده و در فضایی کاملا معنوی مشغول زیارت قبور مطهر شهدا بودند.

سید احمد پلارک
