وصیتنامه برادر شهید یوسفعلی ارزانی

بسم الله الرحمن الرحیم

وصیتنامه برادر شهید یوسفعلی ارزانی

(من المؤمنین رجال صدقوا ماعاهدو الله علیه و منهم من قضا نحوه منهم من ینطور و تبدیل)

من در حالی این وصیت را می نویسم که تا چند لحظه دیگر به صدامیان حمله ور شویم و آنها را از خاک میهنمان بیرون کنیم و من نیز به نوبه خود برای ادامه دادن راه شهیدان به جبهه آمدم تا بتوانم گامی در راه احیای اهداف اسلام بردایم و با شما مردم و خانواده خودم چیزهایی را در میان بگذارم و به شما سفارشهایی بکنم چون هر لحظه امکان شهید شدن است. پیامی که برای ملت ایران دارم این است که نگذارند این منافقان و کافران در میان شما نفوذ بکنند و شما را از هدفتان منحرف کنند و یکی دیگر اینکه راه شهیدان را ادامه بدهند و جای آنها را خالی نگذارند و این خون شهیدان بود که ما را واداشت که در راه خدا به جبهه رفته و جهاد بکنیم و قدر این شهادت ها را بدانید و پیامی که برای شهرک خودمان دارم این است که در پشت جبهه بتوانند در راه خدا کار و کوشش و تلاش بکنند. این شهیدان بوده اند که با خون سرخشان ما را از خواب غفلت بیدار کرده اند و به قلب ما روشنایی می داده اند که حتی از زن و بچه بگذریم و به جهاد مقدس برویم تا شاید مورد لطف و نظر خداوند قرار گرفته باشیم. امام پیام من به خانواده مهربان و محترمم این است که اگر لیاقت شهید شدن در راه خدا داشته ام هیچگونه گریه و زاری نکنند و خود را ناراحت نکنند و دیگر اینکه مرا ببخشید که بدون خداحافظی به جبهه رفتم و خانواده من باید افتخار بکنید که شهید را در پیشگاه خداوند متعال تقدیم داشته اید و به بچه هایم وقتی بزرگ شدند بگوئید که پدری داشته اید که همچون ابوالفضل در کارزار به شهادت رسیده و آنها را طوری تربیت بکنید که همچون علی اکبر و قاسم بتوانند در راه خدا جنگ کنند و راه پدرشان را ادامه بدهند بچه هایم را محبت بکنید و نگذارید آنها ناراحت بشوند و هر چه خواستند برای آنها فراهم بکنید در پایان از همه دوستان و آشنایان و خانواده ام می خواهم اگر از من ناراحتی و نافرمانی دیده اند مرا ببخشند.

 

والسلام. تاریخ ۳۱/۱/۱۳۶۱

یوسفعلی ارزانی متولد ۱۳۳۲

 

شهید یوسفعلی ارزانی

شهيد يوسفعلي ارزاني به خاطر انسي كه با حرم
    
    محمدبن جعفر طيار (در اطراف دزفول) داشت در شب عمليات از بين تمامي پيشاني بندهاي رنگارنگ كه مزين به نام ائمه اطهار(ع) و حضرت امام(ره) بودند بر روي پيشاني بند خود نوشت يا محمد بن جعفر طيار. او را بعد از شهادت در همان عمليات در آستان خلوت آن حضرت به خاك سپردند.
    
    
    
     راوي: عبدالرضا سالمي نژاد


                                 
    
     
   

 روزنامه اطلاعات، شماره 23596 به تاريخ 19/1/85، صفحه 3 (اخبار داخلي)

نحوه شهادت شهید یوسفعلی ارزانی

پیشانی بندی بر پیشانیش بسته بود که روی آن نوشته شده بود یا ابوالفضل العباس(ع)و بازوبندی با مضمون یا علی ابن البیطالب(ع).او را در حالی که با صدای بلند فریاد می زد یا حسین و یا ابوالفضل العباس و در حین تیراندازی و یورش به سمت دشمن دیدم٬آنچه از آن صحنه در ذهنم تداعی شد یاد آوری حماسه ابوالفضل العباس در روز عاشورا بود.دیگر او را ندیدم٬بعد از پایان مرحله اول عملیات بیت المقدس٬یکی از همرزمان را دیدم و گفت یکی از بسیجیان شهرک شما٬ در حال پیکار شجاعانه به شهادت رسید٬وقتی مشخصات و سن تقریبی او را گفت ٬فهمیدم شهید یوسفعلی ارزانی است که بعد از هجوم حماسه ساز به فیض شهادت نائل آمد.

 

                                                   راوی:حاج فریدون غلامی

وصیت نامه شهید یوسفعلی ارزانی

                     «من المـﺆمنین رجال صدقواما اهدو الله علیه فمنهم من قضا نحوه و منهم من ینظروما بدلوا تبدیل»

من درحالی این وصیت نامه را می نویسم که می خواهیم تا چندی دیگر به صدامیان حمله ور شویم و آنها را از خاک میهنمان بیرون کنیم و من نیز به نوبه خود برای ادامه دادن راه شهیدان به جبهه آمدم تا بتوانم گامی در راه احیای اهداف اسلام بردارم  و با شما مردم و خانواده ی خودم چیزهایی را در میان بگذارم و به شما سفارش هایی بکنم چون هر لحظه امکان شهید شدن است.

پیامی که برای ملت ایران دارم این است که نگذارند منافقان و کافران در میان آنها رخنه کنند و آنها را از اهدافشان منحرف کنند و یکی دیگر اینکه راه شهیدان را ادامه بدهند و جای آنها را خالی نگذارند و این خون شهیدان بود که ما را وا داشت که در راه خدا به جبهه رفته و جها د بکنیم و قدر این شهادت ها را بدانید . و پیامی که برای شهرک خودمان دارم اینست که در پشت جبهه بتواند در راه خدا کار و کوشش و تلاش بکنند و مسجد را این سنگر اسلام را خالی نگذارند و با جمع خود جای خالی شهیدان را پر بکنند.

این شهیدان بودند که با خون سرخشان ما را از خواب غفلت بیدار کرده اند و به قلب ما روشنایی داده  اند که حتی از زن و بچه بگذریم و به جهاد مقدس برویم تا شاید مورد لطف و نظر خداوند قرار گرفته باشیم .

اما پیامم به خانواده محترم و مهربانم این است که اگر لیاقت شهید شدن در راه خداوند را  داشتم هیچ گونه گریه و زاری نکنند و خود را  نارحت نکنندو دیگه اینکه مرا ببخشند که بدون خداحافظی به جبهه رفتم و خانواده من باید افتخار کنند که شهیدی در پیشگاه خداوند متعال تقدیم داشته اید و به بچه هایم وقتی برزگ شدند بگویید که پدری داشته اید که همچون ابولفضل در صحنه ی کارزار به شهادت رسیده و آنها را  طوری تربیت کنید که همچون علی اکبر و قاسم بتوانند در راه خدا جنگ کنند و راه پدرشان را  ادامه بدهند.

بچه هایم را محبت کنید و نگذارید آنها ناراحت بشوند و هر چیزی خواستند برای آنها فراهم بکنید. در پایان از همه دوستان و آشنایان و خانواده ام می خواهم اگر از من ناراحتی و نافرمانی دیده اند مرا ببخشند.

                                                                                      وسلام   تاریخ31/1/61

                                                                                         یوسفعلی ارزانی

                                                                                                متولد 1332

زندگینامه شهید یوسفعلی ارزانی

در سال ۱۳۳۲در روستای (قلعه نوبیشه نی)از توابع دزفول در خانواده ای مذهبی وزحمت کش دیده به جهان گشود.نامش را یوسفعلی گذاشتند.از همان دوران کودکی با محرومیتها وسختیهای زندگی آشنا گردید.در روزهای گرم تابستان کار می کرد وروزه می گرفت ونمازش را به موقع ادا می کرد٬سالهای زیادی گذشت تا از روستا به شهرک منتظری نقل مکان کردودر کارخانه هفت تپه مشغول به کار شد وهزینه خانواده ی خویش را با دست رنج خود تامین می کرد.سالهای جنگ فرارسید٬ آرزویش رفتن به جبهه بود ولی شرکت هفت تپه به او اجازه نمی دادند.همچنان در صحنه تولید به فعالیت می پرداخت تا اینکه بالاخره در سال ۱۳۶۱موفق شد به جبهه اعزام گردد.شوق رفتن به جبهه وشهادت لحظه ای اورا آرام نمی گذاشت وسرانجام با شرکت در عملیات پیروز بیت المقدس  در تاریخ ۱۲/۲/۱۳۶۱به آرزوی خویش رسید وبه خیل شهیدان راه خدا پیوست.