حدود دوازده نفر از نیروهای بسیجی شهرک اعزام شده بودیم٬قبل از عملیات فتح المبین همه نیروها از سراسر کشور در پادگان دوکوهه جمع شده بودند٬به دلیل تعداد زیاد نیرو غذا جیره بندی شده بود و به هنگام توزیع غذا معمولا شلوغ می شد و نان خالی هم برایمان غنیمت بود٬ولی به هنگام نهار می دیدم شهید عبدالکریم عباسی به گوشه ای می روند و  غذا نمی خورند٬وقتی قضیه را پیگیر شدم دیدم که ایشان که نوجوانی بیش نبودند درآن وضعیت روزه می گیرند و ما بعد از شهادتشان متوجه می شدیم که آنها به درجاتی می رسیدند که ما از درک آنها عاجز می مانیم. 

 

                                  راوی:حاج غلامرضا قربانی