شب قبل از شهادت او خواب دیدم که یکی از اقوام از باغچه ای که قربانعلی درست کرده بود می خواست گلی بچیند٬من به او گفتم چطور دلت می آید گلها را بچینی؟و او گفت:که همین الان از خانه سلطانعلی قاسمی دسته گلی چیدم و آنها اصلا حرفی نزدند٬من هم به او گفتم٬حالا که اصرار می کنی گل را با خود ببر٬و فردای همان شب بود که خبر شهادت قربانعلی و سلطانعلی قاسمی را به ما اطلاع دادند.

 

                              راوی:مادر شهید قربانعلی سگوند