منصورکرمی- تیربارسلطانعلی-قسمت19
منزل شهید قربانعلی سگوند در نزدیکی منزل ما بود٬ما زیاد باهم بودیم و یادم است همان اوایل تشکیل بسیج شهرک که من بسیج می رفتم شهید سگوند به من گفت که می خواهد عضو بسیج شود چه کار باید بکند٬به او گفتم از آنجایکه تمام نیروهای بسیج از بچه های مسجد و جلسات قرآن هستند٬او نیز باید اول در جلسات قرآن شرکت کند٬او هم ابتدا به جلسات مسجد آمد و بعد عضو نیروهای ویژه بسیج شد٬وسرانجام در عملیات طریق القدس و در سن ۱۵ سالگی به شهادت رسید٬یک روز که رادیو دزفول را گوش می دادم داشت پیامهای شهدای عملیات طریق القدس را پخش می کرد که قبل از عملیات با آنها مصاحبه شده بود٬که یک دفعه گفت و اینک پیام برادر "شهید سلطانعلی قاسمی"٬ما خیلی تعجب کردیم٬فکر کردیم اشتباه شده ولی روز بعد خبر رسید که او نیز به علت شدت جراحات در بیمارستان شیراز به شهادت رسیده است٬سلطانعلی جزء نیروهایی بودند که از همان اوایل در جبهه حضور داشتند٬در بسیج تیرباری داشتیم که معروف به تیربار سلطانعلی بود چون آن را او در یک درگیری با عراقیها به غنیمت گرفته بود و با خود به پایگاه آورده بود٬سلطانعلی خیلی شوخ طبع بودند و معمولا آنوقتها صبحگاه داشتیم و در خیابانهای شهرک ورزش صبحگاهی انجام می دادیم٬موقع دویدن سلطانعلی این شعار را می خواند و می گفت:"رفتم جبهه٬دیدم دشمن٬خنجر کشیدم٬سینه اش دریدم٬گفتم دشمن٬گفتم مزدور٬اینجا ایران است٬جای شیران است و......"
ادامه دارد.....
اولین هفته شهید قربانعلی سگوند(معتمدیان)

از راست:مهندس احمد زارعی۲- شهید حسن پورمحمد۳-حاج رحمن فلاحی
شهداشرمنده ایم