بعداز اینکه نماز را در حال حرکت خواندیم به سمت خاکریز خط مقدم حرکت کردیم،به خاکریز که رسیدیم همانجا تا دستور بعدی برای حرکت نشسته وتوقف نمودیم"کمی بعد٬ از داخل تونلی که در خاکریز زده بودند وارد شیاری شدیم  و منتظر ماندیم تا برادران تخریب میدان مین را باز کنند و ما از آنجا به خط دشمن بزنیم،آن شب علاوه بر گردان ما قرار بود یک گردان از برادران ارتش هم در آن محور عمل کنند،تشخیص برادران ارتشی از نیروهای بسیجی کار مشکلی نبود،چون آنها همه کلاه آهنی داشتند ولی ما هیچ کدام کلاه آهنی نداشتیم فقط  تعدادی از برادران به دلیل اینکه زمستان بود کلاه پشمی داشتند.موقعی که وارد شیار شدیم یک پله به دونفر از برادران دادند که قرار بود موقع رسیدن به کانال از آن استفاده کنند و به من هم یک پتو دادند که برای عبور رزمندگان از روی سیم خاردار باید از آن استفاده می کردم ،مدتی که ما در شیار منتظر برادران تخریب جهت باز کردن معبر بودیم  عراق متوجه برادران تخریب شده بود و شروع کرده بود به ریختن آتش سنگین،هنوز میدان مین کاملا باز نشده بود که  دشمن  متوجه شده بود که ما قصد عملیات داریم،به همین دلیل با تیربار وآرپی جی و خمپاره پشت سر هم شلیک می کرد،یکی دو تا از برادران همانجا زخمی شدند،آن شب باد شدیدی می وزید و دشمن دایما اطراف شیار را با انواع گلوله زیر آتش گرفته بود و میزد"درهمین حین دستور حرکت صادر شد...

ادامه دارد.......