روز خونین
۱۱/۷/۱۳۵۹شهرک شهیدمنتظری:طبق معمول هر روز روانه کار در مزرعه شدیم٬ پس ازچندساعت جنگنده های عراقی فضای هوایی شهرک شهید منتظری دزفول را اشغال و چند لحظه بعد دود غلیظی شهرک را پوشاند٬من سریع خود را به محل رساندم ٬ازخیابان مطهری تابلو ورودی را با تیربار و مسلسل هدف قرارداده بودند3٬نفر از مهمانان درمنزل مرحوم مشهدی خلف حسن زاده شهید شده بودند٬برادر و همسر حاج غلامعلی مرادپور مداح اهل بیت شهید شده بودند٬دو فرزند دخترش مجروح که یکی از آنها پایش قطع شده بود٬با موتور آنها را بردند بیمارستان٬ جلوی منزل مرحوم حاجت خانی زاده٬احمدفرجی به شدت مجروح شده بود٬ بقیه مجروحین و او را با وانت به بیمارستان اعزام و شهدا را با تریلی تراکتور بردند٬ من سریع با موتور به سوی دزفول حرکت کردم و در بین راه دایی غلامعلی عباسی را با ماشین سنگینش دیدم و جریان را گفتم٬ سپس موتور را به یکی از بچه های شهرک دادم و رفتیم بیمارستان٬ روز سختی بود و احمد فرجی و دو دختر حاجی مرادپور شهید شده بودند٬ برگشتیم و مراسم تشیع و دیگر موارد٬ اما من شب رادیو عراق را گوش کردم که گفت: شهرکی که نیروهای خمینی را تغذیه می کرد بمباران شد٬ چونکه ما چند روز قبل نان و مواد غذایی برای مردم دزفول روانه کرده بودیم و ستون پنجم گزارش داده بود ٬آن روز خونین نقطه عطفی درتاریخ شهرک منتظری و تابنده و درخشان است.روز وصل دوستداران یاد باد- یاد باد آن روزگاران یاد باد .
راوی:عبدالحسین ملک محمدی
شهداشرمنده ایم