شهيد عبدالكريم روزه دار(رشادتيان)
كريم بيشتر وقت ها روزه بودند و هميشه وضو داشتند٬يك بار از او پرسيدم چقدر وضو مي گيري و او گفت وقتي بزرگ شدي مي فهمي كه هر چقدر نماز بخواني و روزه بگيري باز هم كم است.كريم داراي هنرهاي زيادي بود٬هم چنين به مكانيكي علاقه زيادي داشت٬يك روز كه در حال تعمير موتور خود بود٬به من گفت بيا موتور را بگير٬تا چرخ آن را ببندم٬ولي من به دليل اينكه كوچك بودم موتور از دستم افتاد٬و او يكي به كمر من زد٬و من قهر كردم٬وقتي عصر به خانه آمد من او را تحويل نگرفتم٬او به هــر شــــكلي مي خواست ناراحتي را از دلم بيرون بياورد ولي من قبول نمي كردم٬تا اينكه گفت پس در قيامت بايد مكافات عملم را پس بدهم٬ من نيز اورا بخشيدم٬او گفت هدف من اين بود كه تو محكم باشي٬و از عهده كارهاي خود برآيي و بر روي پاي خود بايستي.
راوي:خواهرشهيد
شهداشرمنده ایم