یاد یاران
اسرای عراقی در روستا، خاطراتی از سرهنگ پاسدار شادروان علی صفری از رزمندگان شهرک انقلاب دزفول نقل از کتاب (سربازان آخرین معصوم ) چاپ سال ۱۳۹۱
هر کدام از شهدای گرانقدر ۸ سال جنگ تحمیلی در زندگی کوتاه خودشان منشاءاثر بوده اند و ذکر خاطرات آنان باعث شناخت نسل های آینده از آنان و اثرگذاری آنها در هشت سال دفاع مقدس خواهد شد.شهید مجید اسماعیلی که اهل روستای انقلاب ازتوابع دزفول بود از ابتدای شروع جنگ از طریق بسیج عشایر در جبهه ها حضور یافت و علیرغم سن کمی که داشت توانست با توانمندی خاص خودش و با همکاری با شهید علی چنار بعنوان یک فرمانده جنگی با طرح و ابتکار شناخته شود. فعالیتها و ابتکارات این شهید در یک سال اول جنگ در جبهه کرخه فراموش شدنی نیست ایشان به قدری به نیروهای سپاه پاسداران انقلاب اسلامی علاقه داشت که حضور در جبهه را یک اصل در زندگی خویش می دانست و آنگونه که همرزمانش گفته اند بسیار کم به مرخصی می آمد و این شوق و اشتیاق موجب گردید که در کسوت سپاهی به لشکربدر بپیوندد و بعنوان یکی از نیروهای مؤثر در جنگ معروف گردد و شهادت وی نیز خود عاملی گردید که بسیاری از نیروهای روستا در صحنه جنگ حضوریابند.
تا قبل از عملیات فتح المبین پادگان دوکوهه در اختیار تیپ ۷ حضرت ولی عصر(عج) بود که ما هم جهت شرکت در عملیات به پادگان مذکور اعزام شدیم و با اتمام دوره آموزش نظامی از بخت بد ما را جزو نیروهای ذخیره اعلام کردند که چنانچه لازم بوددر ادامه عملیات و یا برای پدافند بعنوان نیروی تازه نفس در منطقه حاضر شویم و خدا می داند که برای حضور در عملیات چه بی تابی ها که نمیکردم اما چون اطاعت از امر فرماندهی واجب بود، چاره ای جز صبر نبود البته در این زمان هم بیکار نبودیم بلکه در انجام امور پشتیبانی نیروها در پادگان دوکوهه و پادگان کرخه فعالیت می کردیم که در ادامه عملیات ما را برای پدافندمناطق آزاد شده در عملیات فتح المبین به منطقه بردند و مدت زمان زیادی را درسنگرهای پدافندی بسر بردیم و از پاتک های دشمن بعثی جلوگیری کردیم تا اینکه توفیق حضور در عملیات رمضان نصیب ما شد و به اتفاق تعدادی از رزمندگان روستایمان درعملیات آفندی شرکت نمودیم البته قصد این نیست که شکست یاپیروزی رزمندگان اسلام را ارزیابی کنیم چرا که ما در کسوت نیروهای رزمی اسلام آنگونه که حضرت امام راحل (ره) فرمودند: «چه بکشیم چه کشته شویم درهر حال ما پیروزیم» در انجام عملیاتها اصل براین بود که می باید در مقابل دشمن ایستادگی کنیم و سد راه نفوذ بیشتر دشمن در خاک مقدس کشورمان شویم عملیات رمضان هم که یکی از اینگونه موارد بود که چون در منطقه رملی و گرمای تیرماه خوزستان انجام یافت خودبخود انجام عملیات را با سختی همراه کرد و طوفان شن و ماسه و گرد و غباری که در هنگام نبرد بوجود آمده بود خود عاملی بود که تداعی کننده صحنه روز عاشورا بود چرا که بسیاری از رزمندگان ما بعلت تشنگی به شهادت رسیدند و بعلت رملی بودن منطقه و گرمای هوا پاهای رزمندگان چنان تاول زده بود که اکثراً پوتین های خود را از پا خارج کرده بودند و اینگونه بود که نیروهای مؤمن و فدایی توانستند حماسه رمضان را در چندین مرحله آن بوجودآورند و طبیعی است آنهایی که در انتظار شهادت بودند، حیات معنوی و روحانی آنان با سایرین تفاوت داشته باشد مانند شهید عبدالعلی محمدعلی زاده از رزمندگان روستای انقلاب که در معرکه نبرد با روحیه بشاش و طنزی که در گفتار و حرکاتش داشت موجب تقویت روحیه و توان سایر رزمندگان می شد. این شهید در عملیات رمضان رانندگی آمبولانس را بر عهده داشتند و با آن حالت شلوغی کاری که داشت و حرکات بسیار جذاب که در معرکه جنگ داشتند بگونه ای وانمود می کردکه انگار که در صحنه باران گلوله قرار ندارد و در تیرس دشمن است و باآمبولانس حرکاتی را انجام می داد که می توان به آن عنوان رقص جنگ را داد وبا عقب و جلو رفتن های بسیار عراقی ها را فریب می داد. این شهید سعید در عملیات فتح المبین یک خودروی بزرگ عراقی با سرنشینان آن را به غنیمت گرفته بود وشاید باور نکنید که این خودرو و افراد عراقی اسیر را همانطور به روستا آورده بود (چون فاصله روستای ما تا منطقه خیلی نبود) و با نمایش آنان در روستا و بعددر شهر دزفول برای مردم پشت جبهه ایجاد روحیه کرده بود و ایشان در عملیات محرم بر اثر اصابت ترکش خمپاره در حین تخلیه مجروحین در خط مقدم به آرزوی خود رسید و شاهد ملکوت را در آغوش کشید.
شادروان سرهنگ پاسدار علی صفری (فرمانده اسبق سپاه پاسداران انقلاب اسلامی شوش) تولد ۱۳۳۹ وفات خرداد ماه ۱۳۹۴
شهید علی چنار( فرمانده نیروهای ستاد بسیج عشایر جبهه کرخه) تولد ۱۳۳۷ شهادت ۲۰/۱۱/۱۳۶۱ عملیات والفجر مقدماتی جنگل امقر
شهید سردار مجید اسماعیلی (از فرماندهان لشکر ۹ بدر) تولد ۱۳۳۹ شهادت ۱۴/۶/۱۳۶۵ جاده اسلام آباد
شهید عبدالعلی محمد علیزاده تولد ۱۳۳۹ شهادت ۲۳/۹/۱۳۶۱ عملیات محرم نوار مرزی عین خوش
هر کدام از شهدای گرانقدر ۸ سال جنگ تحمیلی در زندگی کوتاه خودشان منشاءاثر بوده اند و ذکر خاطرات آنان باعث شناخت نسل های آینده از آنان و اثرگذاری آنها در هشت سال دفاع مقدس خواهد شد.شهید مجید اسماعیلی که اهل روستای انقلاب ازتوابع دزفول بود از ابتدای شروع جنگ از طریق بسیج عشایر در جبهه ها حضور یافت و علیرغم سن کمی که داشت توانست با توانمندی خاص خودش و با همکاری با شهید علی چنار بعنوان یک فرمانده جنگی با طرح و ابتکار شناخته شود. فعالیتها و ابتکارات این شهید در یک سال اول جنگ در جبهه کرخه فراموش شدنی نیست ایشان به قدری به نیروهای سپاه پاسداران انقلاب اسلامی علاقه داشت که حضور در جبهه را یک اصل در زندگی خویش می دانست و آنگونه که همرزمانش گفته اند بسیار کم به مرخصی می آمد و این شوق و اشتیاق موجب گردید که در کسوت سپاهی به لشکربدر بپیوندد و بعنوان یکی از نیروهای مؤثر در جنگ معروف گردد و شهادت وی نیز خود عاملی گردید که بسیاری از نیروهای روستا در صحنه جنگ حضوریابند.
تا قبل از عملیات فتح المبین پادگان دوکوهه در اختیار تیپ ۷ حضرت ولی عصر(عج) بود که ما هم جهت شرکت در عملیات به پادگان مذکور اعزام شدیم و با اتمام دوره آموزش نظامی از بخت بد ما را جزو نیروهای ذخیره اعلام کردند که چنانچه لازم بوددر ادامه عملیات و یا برای پدافند بعنوان نیروی تازه نفس در منطقه حاضر شویم و خدا می داند که برای حضور در عملیات چه بی تابی ها که نمیکردم اما چون اطاعت از امر فرماندهی واجب بود، چاره ای جز صبر نبود البته در این زمان هم بیکار نبودیم بلکه در انجام امور پشتیبانی نیروها در پادگان دوکوهه و پادگان کرخه فعالیت می کردیم که در ادامه عملیات ما را برای پدافندمناطق آزاد شده در عملیات فتح المبین به منطقه بردند و مدت زمان زیادی را درسنگرهای پدافندی بسر بردیم و از پاتک های دشمن بعثی جلوگیری کردیم تا اینکه توفیق حضور در عملیات رمضان نصیب ما شد و به اتفاق تعدادی از رزمندگان روستایمان درعملیات آفندی شرکت نمودیم البته قصد این نیست که شکست یاپیروزی رزمندگان اسلام را ارزیابی کنیم چرا که ما در کسوت نیروهای رزمی اسلام آنگونه که حضرت امام راحل (ره) فرمودند: «چه بکشیم چه کشته شویم درهر حال ما پیروزیم» در انجام عملیاتها اصل براین بود که می باید در مقابل دشمن ایستادگی کنیم و سد راه نفوذ بیشتر دشمن در خاک مقدس کشورمان شویم عملیات رمضان هم که یکی از اینگونه موارد بود که چون در منطقه رملی و گرمای تیرماه خوزستان انجام یافت خودبخود انجام عملیات را با سختی همراه کرد و طوفان شن و ماسه و گرد و غباری که در هنگام نبرد بوجود آمده بود خود عاملی بود که تداعی کننده صحنه روز عاشورا بود چرا که بسیاری از رزمندگان ما بعلت تشنگی به شهادت رسیدند و بعلت رملی بودن منطقه و گرمای هوا پاهای رزمندگان چنان تاول زده بود که اکثراً پوتین های خود را از پا خارج کرده بودند و اینگونه بود که نیروهای مؤمن و فدایی توانستند حماسه رمضان را در چندین مرحله آن بوجودآورند و طبیعی است آنهایی که در انتظار شهادت بودند، حیات معنوی و روحانی آنان با سایرین تفاوت داشته باشد مانند شهید عبدالعلی محمدعلی زاده از رزمندگان روستای انقلاب که در معرکه نبرد با روحیه بشاش و طنزی که در گفتار و حرکاتش داشت موجب تقویت روحیه و توان سایر رزمندگان می شد. این شهید در عملیات رمضان رانندگی آمبولانس را بر عهده داشتند و با آن حالت شلوغی کاری که داشت و حرکات بسیار جذاب که در معرکه جنگ داشتند بگونه ای وانمود می کردکه انگار که در صحنه باران گلوله قرار ندارد و در تیرس دشمن است و باآمبولانس حرکاتی را انجام می داد که می توان به آن عنوان رقص جنگ را داد وبا عقب و جلو رفتن های بسیار عراقی ها را فریب می داد. این شهید سعید در عملیات فتح المبین یک خودروی بزرگ عراقی با سرنشینان آن را به غنیمت گرفته بود وشاید باور نکنید که این خودرو و افراد عراقی اسیر را همانطور به روستا آورده بود (چون فاصله روستای ما تا منطقه خیلی نبود) و با نمایش آنان در روستا و بعددر شهر دزفول برای مردم پشت جبهه ایجاد روحیه کرده بود و ایشان در عملیات محرم بر اثر اصابت ترکش خمپاره در حین تخلیه مجروحین در خط مقدم به آرزوی خود رسید و شاهد ملکوت را در آغوش کشید.
شادروان سرهنگ پاسدار علی صفری (فرمانده اسبق سپاه پاسداران انقلاب اسلامی شوش) تولد ۱۳۳۹ وفات خرداد ماه ۱۳۹۴
شهید علی چنار( فرمانده نیروهای ستاد بسیج عشایر جبهه کرخه) تولد ۱۳۳۷ شهادت ۲۰/۱۱/۱۳۶۱ عملیات والفجر مقدماتی جنگل امقر
شهید سردار مجید اسماعیلی (از فرماندهان لشکر ۹ بدر) تولد ۱۳۳۹ شهادت ۱۴/۶/۱۳۶۵ جاده اسلام آباد
شهید عبدالعلی محمد علیزاده تولد ۱۳۳۹ شهادت ۲۳/۹/۱۳۶۱ عملیات محرم نوار مرزی عین خوش

+ نوشته شده در نوزدهم تیر ۱۳۹۴ ساعت توسط خادم الشهدا
|
شهداشرمنده ایم