مرحله دوم عملیات بیت المقدس شروع شده بود و در حال پیشروی به سمت دشمن بعثی بودیم٬در مسیر پیشروی یکی از نیروهای بعثی را به اسارت گرفته بودیم و چون در حال پیشروی بودیم او را نیز همراه خود به جلو می بردیم٬در کنار خاکریزی شهید صفرعلی قاسمی راد را دیدم که از ناحیه شکم مورد اصابت گلوله قرار گرفت و بلافاصله خودم را به او رساندم٬ چون هنوز بدنش گرم بود درد را احساس نمی کرد ٬اتفاقا آمبولانس هم سریع رسید و او را به همراه اسیر عراقی که مجروح بود درون آمبولانس گذاشتیم٬وضعیت شهید صفرعلی به گونه ای بود که ابتدا بصورت نشسته بر روی صندلی آمبولانس نشستند٬قبل از حرکت ماشین دو بار پیاده شدند و طلب حلالیت می کردند و من به ایشان گفتم که چیز خاصی نیست و انشالله درمان می شوید٬فردای آن روز یکی از برادران آمدند و گفتند می دانید آن اسیر کی بوده؟آنطور که اخبار اعلام کرده فرمانده ارشد زرهی ارتش عراق بوده است٬بعد از اتمام ماموریت به شهرک برگشتم و ابتدا به پایگاه بسیج سری زدم که در آنجا متوجه شدم صفرعلی قاسمی راد در بیمارستان اصفهان به شهادت رسیده اند و قرار است فردا پیکر مطهر ایشان تشییع شود.گویی خود می دانست که اصرار به طلب حلالیت داشتند.روحش شاد .

                                                                        راوی:حسین قاسمی